جمعه بیستم مرداد 1391

فراز های دل من

         درود بر شما


جوادسقادولتی  09139106012

                     فرازهای دل من

ای خدای من.ای بخشنده.ای مهربان.ای کریم.ای پایدار.ای بزرگ.ای دیرینه.

ای دانا.ای بردبار.ای باحکمت.ای آقای آقایان.ای جوابگوی دعاها.

ای بالا برنده درجه ها.ای دوستدار نیکویی ها.ای آمرزنده گناهان.

 

به ادامه مطالب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 13:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم آبان 1391

120قانون


     خوش آمدید عزیزان


  ۱۲۰قانون

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم دی 1390

سیستم عصبی

جلسۀ جهان بینی کنگرۀ 60 روز های چهارشنبه با نگهبانی جناب آقای مهندس حسین دژاکام و استادی آقای دکتر نبئی و دبیری آقای حامد شمس با دستور جلسۀ " سیستم عصبی " رأس ساعت 17 شروع به کار نمود.

سیستم عصبی کنگرۀ 60 دکتر نبئی

خلاصه ای از مهم ترین سخنان دکتر نبئی را مرور می کنیم:

 

سیستم عصبی مسئول ارتباطات و هماهنگی با بیرون و کنترل بدن است که از دو بخش اصلی مغز و نخاع تشکیل شده است ، امواجی که از مغز ساطع می شوند قابل اندازه گیری هستند و با مراجعه به یک نورولوژیست می توان این اطلاعات را دریافت کرد. مغز نقش کنترل کننده در بدن دارد و تمامی اعصاب را کنترل می کند ، عینأ نخاع هم در تمامی نقاط بدن شرح وظایفی دارد ، لذا اگر تأثیر و یا تخریبی بر این قسمت ها انجام شود آن تأثیر و یا تخریب بر کل بدن قابل مشاهده خواهد بود.

سیستم عصبی کنگرۀ 60 دکتر نبئی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 22:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم شهریور 1390

روش درمان و ساختمان الهی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی


                

در این  درمان از ترکیب چندین علم روز دنیا صورت می گیرد,و در این نوع درمان از روش DSTهم استفاده می شود یعنی بازسازی سیستم Xیا سیستم تولید مواد شبه افیونی بدن و مواد شیمیایی آن

اساس درمان با سه قانون جاذبه و قانون گرانش و قانون زمان صورت می گیرد

کلید اصلی درمان کشف طبیعت بیماری و درک علت یا علل اصلی بیماری می باشد ضروری است که ابتدا طبیعت بیماری را کشف نماییم . اکثر بیماریها بر اثر نقش های ذهنی قدیمی و عکس العمل در مقابل اعمال گذشته از قبیل ترسها یا افراط کاری ها به وجود می آیند کشمکش میان روح و شخصیت فرد موجب بهم خوردن تعادل و عدم هماهنگی در جسم می شود

مهمترین بخش درمان شامل بیدار کردن آگاهی فرد و درک علت مولد بیماری است


این ا عمال باعث می شود تا شخص به درمان کامل و مطمئن دست یابد البته لازم به توضیح است که همان گونه که بیماری ذره ذره و به صورت تدریجی به وجود می آید درمان هم تدریجی است و در فرآیند زمان

این نوع درمان برای بیماریهای از قیبل ام.اس.وانواع سرطان ها و انواع بیماریهای ذهنیتی از قبیل دو شخصیتی.پارکینکسون و آلزلیمر و غیره . انواع افسردگی ها و..................


                   با تشکر از اینکه وقت گذاشتیدبرای اطلاعات بیشتر در خصوص سیستمXبه ادامه مطلب بروید


                             ساختمان الهی

تفکر در این موضوع هرگونه که باشد یعنی از هر نوع دیدگاه یا دین ویا آئین و هرنوع جهان بینی که باشد بر می خوریم به یک سیستم هوشمند که همان ساختمان الهی است یا اسم های دیگر که این تشکیلات هستی بر یک نوع علم دقیق پایه ریزی شده است

مثلا کره زمین :که نحوه تشکیل آن را می توان درک کرد که میلیارد ها سال پیش توده های گازی شکل متعددی بودند که به مرور زمان این گاز ها سرد شدند که تشکیل شده بودند از نیتروژن و ازت و اکسیژن و شاید چیزهای دیگر که تبدیل به ابر ها شدند و بعد آنقدر باریدند مثل باران تا ساختاری به نام زمین به وجود آمد که تمام آن از آب بود و بعد از طی میلیارد ها سال که طی شد محیا گشت برای حیات موجوداتی به نام سلول و باکتری و ویروس و خیلی چیزهای دیگر و باز با گذشت میلیارد ها سال دیگر دوره حیاتی پیش آمد که به ما


نزدیک بود یعنی عصر دایناسور ها که آنها هم طی یک سری مقدماتی حیات را برای ما آماده کردند و بر اساس یک فرمان قطعی از بین رفتند و نوبت حیات انسانها فرا رسید بگذریم

ما با نگاه کردن به این نوع سیستم ها می توانیم بفهمیم که تشکیلات خیلی عظیمی را دارا است و هوشمند می باشد که به صورت اتوماتیک کار خود را انجام می دهد مثلا کلیه انسان که دارای ساختار عظیمی می باشد که عمل پالایش را انجام می دهد و یا قلب انسان که در هر دقیقه چقدر خون را پمپاژ می کند و یا تکه گوشتی که به وزن انسان اضافه می شود که چیزی حدود 60 یا 600هزار مویرگ در آن وجود دارد و یا عملیات تنفسی که سازنده این نوع سیستم هوشمند الهی است و طبق یک قوانین و اصولی بصورت اتوماتیک کار خود را انجام می دهد


شهر وجودی ما که ما جزئی از آن هستیم شاید حدود 100 هزار میلیاد سلول  یا بیشتر یا کمتر به عنوان گارگر در آن کار می کنند که به گونه های مختلف تقسیم بندی شده اند مثل گروه مراقبت های ویژه یا سیستم بازسازی و یا پالایش و تصفیه و یا خیلی عملکردهای دیگر


گاهی اوقات اختلاف در زبان است چون هدف ها یکی است ولی نحوه گفتار و بیان آن متفاوت می باشد چون هر کسی به زبان خود می خواهد به این عظمت و سیستم هوشمند برسد و همین رویه باعث به وجود آمدن اختلافات یا فرقه یا جنگ می شود که در این روند سیستم و این نوع بینش عده ای هستند که امر قضاوت و تصمیم گیری را انجام می دهند و تصمیم نهایی آنها باعث به وجود آمدن این نوع اتفاقات می شود که حتما لازم است این نوع قضاوت ها عادلانه و بر اساس عدالت باشد و کار قضاوت و تصمیم گیری بسیار سخت و مشکل است اگر درست قضاوت کند که خود و خانواده اش کشته می شوند و اگر هم نادرست قضاوت کند باعث به وجود آمدن جنگ و خونریزی می شود که باید گفت خداوند قضات عادل را تحت حمایت و یاری خود قرار دهد


در سیستم هوشمند یا ساختمان الهی همه به نوعی در حال حرکت هستند و آموزش می بینند و کسی را نمی توان پیدا کرد که کامل باشد و انشعابات حیات از زمین به آسمان است و از آسمان به زمین هم می باشد و در این امر نمی توانیم بگوییم که زمین مهمتر است یا آسمان چون حلقه های آفرینش به صورتی طراحی شده که نوع رویدادها و علمی که در هر کجا باشد به دیگر جاها نیز انتقال داده می شود

در پایان زمانی انسانها می توانند این مطالب را درک کنند که به فرمان عقل رسیده باشند

                                                                                                      بدرود


                                                                                         

                                                                        

 این چرخه بدین صورت بیان میشود تفکر سالم       ایمان سالم           عمل سالم      حس سالم        عقل سالم       عشق سالم و باز تکرار .
تفکر سالم باعث می شود که ما انرژی و نیروی ذهنی خودمان را روی موضوعات سالم و مثبت متمرکز کنیم و از پرداختن و فکر کردن به موضوعات منفی و ناسالم اجتناب کنیم . نتیجه ، این می شود که بخش عظیمی از انرژی ما با فکر کردن به مسایل منفی به هدر نرود و افکار منفی ما را در سلطه خود اسیر نکنند . در اینجاست که حرکت نیروها و انرژی ها از قسمت های پایین به طرف بالا و سر هدایت می شود و نیروی تفکر ما بسیار قوی و موثر می شود .

در امتداد تفکر سالم ، آرام آرام باور های امید و ایمان سالم در ما پدیدار می شود و درک می کنیم که هر حرکت ما به کجا و چه نتیجه ای ختم می شود . در امنیت و آرامش قرار می گیریم و نیروی ایمان ، اطمینان و اعتماد به نفس خاصی به ما می دهد .

سپس ، جزئیات حرکت ها و رفتارهایمان را در نظر می گیریم و قبل از هر انجامی ، با تفکر خود می توانیم تا حدی نتیجه انجام را مرور کنیم . اشتباهات به حداقل می رسد و عمل سالم خود را به نمایش می گذارد .

در چنین فضایی ، حس ما به عنوان یک گیرنده و نیرویی که منبع دریافت می باشد ، در بهترین حالات خود خواهد بود . در اینجا ، حس ما پیام ها و اطلاعات سالمی را به قوه تفکر و تعقل ما می رساند و عقل اطلاعات درست و سالمی را دریافت می کند .

با دریافت اطلاعات درست و صحیح از طریق نیروی حس توسط عقل ، نیروی تعقل با سلامت کامل فرمانروایی می کند و می توانیم ادعا کنیم که دیگر قوه تعقل ما اشتباه نمی کند ، زیرا اگر اطلاعات نادرست به عقل برسد ، عقل فرمان اشتباه صادر می کند .

و در مرحله بعدی ، عشق سالم به وجود می آید . آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست . در این توالی ، کسب معرفت ، ما را به وادی محبت می رساند و به آرامی ناب ترین عنصر هستی را درک می کنیم .

زمانی که در این چرخه قرار بگیریم ، بسیاری از اعمال ما خود آگاه و نا خود آگاه سالم خواهد بود و این جز در صراط مستقیم در هیچ راه دیگری وجود ندارد و اتفاق نخواهد افتاد . ممکن است برای بسیاری از ما ، گفتن (نه) یا (آری) در رویارویی با موضوع عمل سالم و عمل به ظاهر نیک ، کمی سخت باشد ، اما باید بدانیم این مسئله بستگی کامل به سطح انرژی و عملکرد ما دارد ، زمانی که مسیر و عملکرد ما درست باشد و در چرخه ای که بیان شد قدم برداریم ، توان و انرژی ما در سطحی خواهد بود که به راحتی از موانعی همچون تعارف و رودربایستی و خجالت کشیدن عبور خواهیم کرد و قوه تشخیص و تعقل ما در بهترین و قوی ترین حالت خود خواهد بود و توانایی گفتن( نه) و یا(آری) را در مواقع لازم خواهیم داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 23:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم مرداد 1390

تفاوت افکارو تفکر و مقدمه حال خوش

مقدمه حال خوش :

تغییر تفکر و دیدگاه و عمل کردن به آن برای انسانهایی که در سلامت جسم و روان به سر می برند و به تعادل رسیده اند که بصورت تدریجی اتفاق می افتد و در راه مستقیم و اصولی حرکت می کنند

حال یک سوال ؟هدف از خلقت و حیات چیست :نظریه های متفاوتی می باشد که به چند مورد آن اشاره می کنیم بعضی ها می گویند هدف رسیدن به قله های انسانیت است بعضی ها معتقدند که هدف رسیدن به توحید است و بعضی ها رسیدن به بهشت موعود را هدف می دانند حال بیایید تصور کنیم که

به این اهداف رسیدیم که چی ؟ آیا کار تمام است خیر اینگونه نیست به قول بزرگی پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست انسان همیشه در حال حرکت است و هیچ رکود یا ساکن بودن در او وجود ندارد

هدف واقعا چیست ؟چرا هر کسی به نوعی تلاش می کند که به چه چیزی برسد خوب معلوم است که هدف واقعی رسیدن به حال خوش است از تولد انسان تا موقع مرگ او هرگونه فعالیتی که انجام می دهد برای رسیدن به حال خوش است بزرگترین لطف خداوند وجود حیات و زندگی کردن است که برای رسیدن به حال خوش این موارد قوانین و اصولی وجود دارد در جهان هستی هر عملی که انجام می دهیم و هر

تفکری که داشته باشیم باز پرداخت آن به خودمان می باشد در هر محیطی که باشیم فرقی ندارد هستی از تراکم امواج به وجود آمده است و پس از زایش هسته گسترش یافت

رعایت کردن فرامین و مقرارت در جهان باعث صلح و آرامش می شود ولی رعایت نکردن آنها باعث تشویش ونگرانی می شود

تفاوت افکار و تفکر

حال می خواهیم بفهمیم که تفکر یعنی چه که تمام دنیا در مورد او صحبت می کنند

تفکر یعنی حرکتی از یک نقطه مجهول برای رسیدن به یک نقطه معلوم می باشد منشاء تفکر خواسته است که تا زمانی که خواسته ای وجود نداشته باشد تفکری هم به وجود نمی آید تفکر یک خواسته است که در یک جهت و یک راستا حرکت می کند و اما افکار امواج و خواسته های نا معقول و نا معلومی است که بصورت اتوماتیک چه بخواهی و چه نخواهیم به ما منتقل می شوند و هستی سرشار از امواج

و افکار پراکند است که ما در مقابل آنها هیچ قدرتی نداریم و تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که آنها در دفع کنیم و نگذاریم که ما را آزار و اذیت کنند برای پیدا کردن تفکر باید افکار را مدیریت کرد و خواسته های معقول و نا معقول را از هم جدا کرد و بر اساس نیاز روزمره شروع نمود افکار چه مثبت باشند و چه منفی حالتی دارند که انرژی انسان را می گیرند ولی تفکر انرژی می دهد و این عمل زمانی

اتفاق می افتد که افکار کنار بروند یا مثل یک لیزر یا ذره بین به یک نقطه بتابند تا جواب بگیریم حالا شاید این سوال پیش آید که شخصی بگوید که من تفکر مثبت دارم و آنگونه هم که باید عمل کنم پیش می روم ولی چرا جوابی نمیگیرم به این دلیل است که ناخالصی در درونش وجود دارد که باید اول عمل تصفیه و پالایش درونی را انجام دهد تا حس های درونی مثل ترس و ناامیدی و منیت و بسیار از ضد ارزشهای

دیگری که در وجودش است از بین برودقدرت نیروهای منفی و تخریب کننده بسیار زیاد است ولی زمان کمی را در اختیار دارند که یک انسان باید مدیریت کند و اجراء نماید و مدام تمرین داشته باشد تا به این حالت غلبه نماید

عکسهایی زیبا از ترکیب رنگها در طبیعت، www.pixnaz.ir

عکسهایی زیبا از ترکیب رنگها در طبیعت، www.pixnaz.ir

عکسهایی زیبا از ترکیب رنگها در طبیعت، www.pixnaz.ir

عکسهایی زیبا از ترکیب رنگها در طبیعت، www.pixnaz.ir
 
عکسهایی زیبا از ترکیب رنگها در طبیعت، www.pixnaz.ir
 
alt=
 
عکسهایی زیبا از ترکیب رنگها در طبیعت، www.pixnaz.ir
 
                     عدالت
 
 
 
در واقع حرکت ما در رسیدن به تعادل که مفهومی از عدالت می باشد از معرفت شروع می شود و از معرفت و کسب دانش وآگاهی به عمل سالم می رسیم و از نتیجه عمل سالم عدالت پدیدار می شود
عدالت یعنی برابری و یکسانی ولی همه جا این معنا و مفهوم را ندارد در موضوع درمان بیماریهای لاعلاج باید به عدالت درونی رسید که یک موضوع بسیار مهمی است انسانی که بتواند در درون خود و بین نیروهای درونی عدالت برقرار کند مسلما در زندگی بیرونی هم انسان عادلی است
 
سنبل عدالت : کسانی می توانند به این جایگاه برسند که با سه نیروی عشق و عقل و ایمان توانسته اند عدالت درونی خود را تا حد اعلایی بالا ببرند به طور کلی هر انسانی با توجه به سطح دانایی خود و عملکرد خود جایگاهی را برای خود مهیا می کند که این جایگاه دقیقا نتیجه عملکرد اوست هر جایگاه دارای شرایط خاص خود می باشدمثل جایگاه بد و خوب بالا و پایین زشت و زیبا موثر و غیر موثر و غیره اگر دقت کنیم متوجه می شویم که هر انسانی جایگاه خاص خود را دارد که نتیجه عملکرد او می باشد
 
برخورد انسانها با هر کدام از این جایگاه ها متفاوت است مثل برخورد ما با یک مصرف کننده مواد مخدر و برخورد ما با یک استاد دانشگاه حالا اگر با این دو شخصیت و دو جایگاه یک جور برخورد شود عین بی عدالتی است در جهان هستی همه با هم برابر نیستند و هر کدام از انسانها جایگاه ویژه خود را دارند که این عین عدالت است مثلا انسانی که در زمین فساد انجام می دهد با انسانی که به دیگران خدمت می کند یا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند آیا همه اینها با هم برابرند خیر اینگونه نیست
 
عدالت درونی :
عدالت درونی یکسان و برابر بودنش در اعضاء می باشد مثل اینکه همه دارای قلب و معده و مغز و روده و سیستم حسی و سیستم عصبی و غیره می باشند حالا یک نفر با تغذیه سالم و ورزش و عملکرد سالم این اعضاء را سالم نگه می دارد و از وجود آنها لذت می برد و این عین عدالت است حال یک نفر هم هیچگونه اهمیتی به این اعضاء و سیستمها نمی دهد و به مرور زمان باعث از کار انداختن آنها و به وجود آوردن تخریب در آنها می شود که این هم عین عدالت است
 
عدالت هستی :
عدالت هستی یکسان و برابر بودنش در این است که اکسیژن بصورت یکسان برای همه هست خورشید به صورت یکسان برهمه می تابد و گردش روز و شب هم برای همه یکسان است و خیلی از موارد دیگری که بهتر می دانیم وجود دارد که برای همه یکسان است ولی حالا یک نفر از این نعمتهای هستی بخش در راه ارزشها و خدمتها و محبتها استفاده می کند و یک نفر هم برای ضد ارزش ها و تخریبها و نفرتها استفاده می کند و این قانون وجود دارد که کسی که به سمت ارزش ها و خوبی ها می رود مطمئنا شبیه آنها در جذب می کند و کسی هم که به سمت ضد ارزش ها و بدی ها می رود او هم شبیه آنها را جذب می کند که این هم عین عدالت است پس بدانیم که هر گونه تفکر و عملکردی نسبت به هر موضوعی که داشته باشیم همان را به دست می آوریم و این یک حقیقت است

برای اطلاعات بیشتر درمورد انواع ویتامین ها و نحوه مصرف آن در بدن به ادامه مطلب بروید
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 22:59 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390

حیات تشبیه به مدرسه

خورشید و ذرات اسرارآمیزی که به بیرون پرتاب می‌کند

   

روزی در آسمان ها در مقابل خلق جدید یا انسان که توسط خالق مطلق به انجام رسیده بود یکی از فرشتگان یا فرماندهان رده بالا که مورد لطف خالق مطلق بود سر به شورش گذاشت و از فرمان سر پیچی کرد شاید هم خالق مطلق خود چنین خواست که از فرمان سر پیچی کند به هر حال این فرشته

یا فرمانده چنین تصور کرد که او هم می تواند با قدرتی که از طرف خالق مطلق به او داده شده برای خودش فرمانروایی کند به همین دلیل مهلت خواست تا قدرتش را حفظ کند خالق مطلق تا روز موعود به او مهلت داد و او را از درگاه خود طرد نمود او گروهی را با خود هم آواز کرد و کینه آدم را به دل گرفت پس از

آن اعلام نمود که من با تمامی قدرت خود انسان را از مسیرش منحرف می کنم و کاری را انجام خواهیم داد تا انسان از فرامین خالق مطلق سر پیچی کند چون می دانست که انسان تنها موجودی است که حق انتخاب دارد و با ختیار کامل خلق شده است به عبارتی هم می تواند مسیر تقوا . عشق .محبت .

درستی . صداقت راطی کند و هم می تواند مسیر فسق . فجور . قتل .جنایت . حسادت .کینه .نفرت .دشمنی خونریزی و فساد را به پیماید در این هنگام آدم و حوا در بهشت قرار گرفته بودند طولی نکشید که توطئه شیطان در مورد آنها کارگر افتاد و دسیسه او کار خودش را کرد و آدم نیز از

فرمان سرپیچی کرد خالق مطلق از او توضیح خواست او عذر خواهی کرد و گفت جبران می کنم .اشتباه کردم خداوند عذر خواهی آنها را پذیرفت و گفت بایستی عملا ثابت کنید بنابراین خداوند تمامی بنی آدم را که در آسمانها بودند جمع آوری کرد و گفت با شما عهد می بندم آیا من پروردگار شما هستم به عبارت

دیگر یعنی تصدیق می کنید که من خالق مطلق و بالاترین فرمانروای شما هستم از فرمان من سرپیچی نخواهید کرد دستورات مرا اجرا خواهید کرد همه گفتند بلی "خداوند گفت به زمین بروید که با حرکت راه نمایان می شود

حیات تشبیه به مدرسه

ازنظر من انسان وارد این حیات و زندگی می شود تا یاد بگیرد و تربیت شود و آموزش ببیند تا بتواند وارد مرحله بعدی حیات شود یعنی به صورت مرحله ای جایگاه او بالا می رود تا به مقصد اصلی که اشرف مخلوقات است برسد جایی که تمام هستی و ملائک بر او سجده کنند و خداوند بر خود احسن گوید از آفرینش چنین موجودی از زمان تولد تا پایان آن را می توان به یک دوره آموزش تشبیه کرد که انسان وارد

دوره شکل گیری می شود که از زمان تولد تا سن ۵الی ۶ ساله گی می باشد و در این دوران تمامی احساسات و کارآیی او در حال شکل گیری می باشد و رفتار و کردار و پندار آن آموزگارانی که در این دوره این نوزاد را آموزش می دهند در روند شکل گیری این استعدادها بسیار مهم است یعنی اینکه بصورت صحیح و اصولی او را تربیت کنند و عشق و محبت را سرلوحه کارهای او قرار دهند بعدا وارد مقطع ابتدایی

می شود و یا به قول خودمان به دبستان می رود و در این مقطع استعدادها و مهارتها و احساسات او شکوفا می شوند و باید آنها را به صورت اصولی و منظم تنظیم نمود و جهت آموزش بیشتر آنها را راهنمایی کرد که این وظیفه آموزگاران و معلمان آن سرزمین است که هگر طبق تعهدات خود عمل کنند و درست راهنمایی نمایندانسان وارد مرحله بعدی یا مقطع راهنمایی می شود و در این مقطع باید

راهنمایی شود و راه های خوب و بد را به او نشان دهند و فواید و آسیب های آن را مشخص کنند باید ارزش ها و ضد ارزش ها را تشریح کنند تا او بتواند تصمیم گیری کند که کدام درست و کدام غلط است بعد از آن وارد مرحله ای می شود که تمامی چیزهایی را که یاد گرفته است را بصورت تجربه به کار ببرد و آنها را مورد آزمایش و تحریر قرار دهد تا درستی و نادرستی آن برایش اثبات شود و قدرت تصمیم گیری را

 تجربه نماید که در این زمان وجود راهنما نقش اساسی دارد و به همین ترتیب مراحل بعدی را پشت سر می گذارد تا به مقصد نهایی برسد حال بیاییم سراغ انسانهایی که در این دوران دانش آموزان موفقی و خوبی نبودند و تنبلی می کردند آنها از مسیر اصلی خارج می شوند و درگیر یک سری مسائل حاشیه ای می گردند که روز به روز از راه و مسیر اصلی دور می شوند تا یک زمانی که خسته می شوند و مدام

به اصرار و خواهش از خداوند بزرگ طلب فرصت می کنند تا به مسیر اصلی بازگردند مثل اینکه یک دانش آموز از معلم خود خواهش کند تا فرصت دوباره درس خواندن را به او بدهد خوب مسلما این فرصت با خواسته و اصرار او در اختیارش قرار می گیرد یعنی اینکه باید تلاش کند و تمامی مراحلی را که گفتیم طبق اصولش سپری نماید ولی متاسفانه باز تنبلی می کند و آن فرصت را از دست می دهد انسانی که

دانایی و دانش نداشته باشد نمی تواند در مسیر رشد وتکامل حرکت کند و متوقف می شود زیرا برای حرکت در این مسیر لازمه اش دانش ودانایی است پس می توان نتیجه گرفت که انسانها باید در حال آموزش و یادگیری باشند تا بتوانند زندگی راحت و آسوده ای را دراین مرحله حیات داشته باشند

 

                                               به امید رهایی انسانها از جهل و نادانی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 9:33 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم فروردین 1390

نفس و حقه های آن چگونه است

                                   بسم الله الر حمن الر حیم                                                                                            

                                امیدوارم سالی سراسر خوشی و راحتی باشد

۰۹۱۳۹۱۰۶۰۱۲ جواد سقادولتی}}د

 این شماره حساب برای کمک های نقدی جهت تاسیس یک موسسه درمانی شماره حساب:۲۱۶۵۸۲۸۶۷۷بانک ملت شعبه نورباران اصفهان ۹۵۰۶و شماره کارت ۶۱۰۴۳۳۷۰۱۵۸۱۶۳۸۰
 
درود
 
 
 
نفس چیست ؟دریک کلام ساده می توان گفت که یک نیرویی است که خواسته ها را
بیان می کند نفس ظاهر یعنی موجودیت آن را مشاهده می کنیم مثل جسم فیزیکی اندام و
صورت نفس باطن در درون است که خود شخص و خدای بزرگ از او خبر دارند مثل حالات و دیدگاه
و تفکرات و خواب دیدن نفس را می توان به سه طیف یا سه مرحله تشبیه کرد که اولین آن عبارت
 
است از نفس اماره یا امر کننده یا فرمان دهند که خواسته های نا معقول دارد و پشیمانی به بار
می آورد مثل دزدی که به کار خود مقید است و ثابت قدم و فقط به فکر لذت بردن کاذب می باشد
و هیچ تفکر و اندیشه نمی کند که این کار ارزش است یا ضد ارزش و بعد از چند مدت مجازات می شود
 
دومین عبارت به نام نفس لوامه یا سرزنش کننده می باشد که در این مرحله تشخیص به صورت
آهسته به کار می افتد یعنی وجدان بیدار می شود و به صورت یک طیف است به عنوان مثال کسی
که کار یا عمل اشتباهی انجام می دهد و بعد از آن عمل پشیمان می گردد در این مرحله قرار دارد
سومین عبارت نفس مطمئنه است که خواسته های معقول و درست دارد و به اندازه ای تصفیه و
پالایش را انجام داده است که به این مرحله رسیده و بگوید شو میشود وجایگاه بسیار خوبی است
 
حقه نفس؟حقه یعنی چیزی که در ظاهر درست است ولی اگر خوب دقت کنید و مورد بررسی
قرارش دهیدمتوجه عیب آن می شوید به این صورت که خواسته ها را بصورت زیبا در می آورد و به حضور
عقل می فرستد هیچ عمل فریب انگیز و مخربی انجام نمی گردد بجزء اینکه لباسی فریفته و پاک و زیبا
پوشیده باشد نوعی از حقه به نام حقه یک ذره است که بصورت ذره ذره پدیدار می شود و افزایش می
یابد چیزهای خوب را پیدا می کند و بدی آنها را پنهان می نماید حال در مقابل این عمل باید عمل بدل
را انجام دهیم یعنی در مقابل سوال جوابی بدهید نفس با انسان بازی می کند انسان هم باید بازیش
دهد یعنی اینکه بازیگر شوید
جسم انسان به کشتی تشبیه می شود
در زمانی که در طول مسیر زندگی در حال حرکت هستیم مانند یک کشتی در دریا هستیم که با مسائل
و حوادث آن در جزرومد و طوفانی بودن دریا قرار می گیریم باید کنترل کشتی را در دست بگیریم و بدون
هیچ ترسی به حرکت و مسیر ادامه دهیم با تفکر سالم و عمل سالم و اولین مرحله این است که لنگر
کشتی را بکشیم و از طوفان و حوادث دریا نترسیم بحران یا طوفان می تواند در جامعه باشد یا در خانواده
یا در خود انسان که برای رهایی از آن باید برنامه ریزی کرد که با این روند از بحران یا طوفان خارج شویم و
در این خصوص مسئولیت آن را نباید بر عهد خداوند قرار دهیم بلکه باید خودمان مسئو لیت آن را پذیرا باشیم و باید با خواسته ای قاطع حرکت کرد تا خداوند هم حمایتش را نشان دهد که با این حرکت شروع
به تغییر می کنیم و بصورت تدریجی نیروهای درونمان را بیدار می کنیم و سدی در مقابل نیروهای بازدارند
و مخرب می شوند در طول این مسیر مطمئنا سختی ها و مسائل زیادی وجود دارد چون شما دارید با این طوفان و بحران مبارزه می کنید ولی در مبارزه وقتی تحول به وجود آید یعنی شهامت مبارزه به نفع شما می شود و سعی کنید در همان حال تمرکز داشته و به بعد و نتیجه آن فکر نکنید
 
مبحث بعدی خواست و فرمان
هیچ اتفاقی در زندگی انسان نمی افتد مگر اینکه خواسته ای داشته باشدتا بعد فرمان آن صادر گردددر این خصوص کائنات به خواسته ها پاسخ می دهند مثال اگر خواسته درمان داشته باشد راه درمان برای او نمایان می شود برای خواسته ها باید بستر و شرایط آن را هم فراهم کنیم در راستای رسیدن به آن قدم برداریم و در طول مسیر از آن خواسته محافظت کنیم مثل دانه ای که می کاریم و مراقبیم که آفات و حشرات آن را از بین نبرند بعضی از خواسته ها در ظاهر جذاب هستند ولی در باطن یک نابودگر قوی می باشند در مورد تقدیر و سر نوشت توضیح کوتاهی می دهم تقدیر یعنی مقدراتی که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم انجام می شود مثل گردش روز و شب یا گردش زمین و یا خیلی چیزهای دیگری که در آفرینش وجود دارد و اما سرنوشت با تفکر و اندیشه و برنامه ریزی و مدیریت به وجود می آید که این دو معقوله را نباید با هم آمیخت ولی متاسفانه بعضی از انسانهای جاهل و نادان این دو را با هم ترکیب می کنند
 
قضا و قدر چیست؟
سوالی که پیش می آید این است که اگر قرار است این اتفاقات بیفتد پس اختیار به چه درد می خورد مثلا اگر در پاره ای از مشکلات قرار بگیریم می گوییم تقدیر ما این بوده است ولی اگر در موفقیت و پیشرفت باشیم می گوییم خودمان خواسته ایم انسان در سه زمان است حال و آینده و گذشته تقدیر انسانها این می شود که با حرکت و سعی و تلاش که در راه رسیدن به خواسته اش می کند را تقدیر او گویند و به آن می رسد تقدیر و سرنوشت یا قضا و قدر این است که به خاطر عملی که انجام داده ایم نتیجه ای بدست می آوریم در تقدیر و سرنوشت قانونی است به نام عمل و عکس العمل که زمان آن بستگی دارد به شرایط که زمانی که این عکس العمل ها به وجود می آید بر مبنای تفکرات خود تصمیم می گیریم پس زندگی ما بر مبنای تفکرات است که آینده ما را به وجود می آورد تفکر امروز آینده فرداست
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 18:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم فروردین 1390

آ. مقدمه

تغییر شخصیت ودرمان با استفاده از سنگهای قیمتی و جواهرات ورنگهاوکریستال هاومدیتیشن وموزیک

سنگهای قیمتی ورنگها وکریستال ها قدرت ایجاد تغییرات روحی را دارند وقادرند که انسان ها را شفا بخشند وسلامتی یعنی هم آهنگی وتوازن

کلید اصلی درمان کشف طبیعت بیماری ودرک علت یا علل اصلی بیماری می باشد ضروری است که ابتدا طبیعت بیماری را کشف نماییم اکثر بیماریها بر اثر نقش های ذهنی قدیمی عکس العمل در مقابل اعمال گذشته ترسها یا افراط کاریها به وجود می آیند

کشمکش میان روح وشخصیت فرد موجب بهم خوردن تعادل وایجاد عدم هماهنگی در جسم می شود

مهمترین بخش درمان شامل بیدار کردن آگاهی فرد ودرک علت مولد بیماری است ونیز توجه به این مطلب که ما می توانیم خود را درمان کنیم وشفا بخشیم

بنابراین برای به دست آوردن شفای واقعی ومداوم بایستی از افکار واعمال خود آگاه باشیم بایستی عمیقا به درون خود فرو رفته و احساسات والگوهای ذهنی وتصاویری را که ذهن ما به وجود آورده است را مورد بررسی قرار دهیم

برای یاد گیری کار با کریستالها وسنگ ها زمان لازم است اگر چه من جنبه های متعددومختلفی از روش های درمانی دیگر را مورد مطالعه وبررسی قرار دادم و یاد گرفته ام ولی کار با سنگها رابر سایر روشها ترجیح می دهم با اینهمه تجربیات دیگری که در زمینه های مختلف درمانی اندوخته ام

تصور من این است که خوانندگان من نیز بهتر است علاوه بر کسب دانش مربوطه به کار با سنگها به دانش خود در زمینه های دیگر نیز هر چه ممکن است بیفزایندبیشتر دانش من در زمینه کریستال ها وسنگ ها از سطح غریزی سر چشمه می گیرد زیرا سالها کار با سنگها موجب می شود که سنگها با شما سخن بگویند سنگها مرا انتخاب می کنند سنگها با من سخن می گویند ومن به آنها گوش فرا می دهم واین فقط زمانی اتفاق می افتد که شما به قدرتهای مافوق اعتقاد پیدا کنید با سنگها از روی عشق کار کنید همچنین این را در نظر بگیرید که وقتی با سنگها کار می کنید به صورت کانال رابطی برای سنگها در می آیید این شما نیستید که شفا می بخشید بلکه روحی که در سنگها وجود دارد شفا دهنده است ونیز انسانهایی که بر رویشان کار می کنید در واقعه خودشان خودشان را شفا می دهند

هر فردی را که رویش کار می کنید خود مسئول خویش است وشما مسئول هیچکس جز خودتان نیستیدبا این همه باید توجه نماییم که وقتی با سنگها کار می کنید باید احساس مسئولیت نمایید در مورد درمان در ۴ مرحله انجام می شود ۱ ملاقات با بیمار و گرفتن اطلاعات ۲ درمان از طریق سنگ بر روی چاکرا ها ۲۰ دقیقه ۳ درمان از طریق اشعه های رنگی بر روی چاکراها ۲۰ دقیقه ۴ ماساژ موضعی ۲۰ دقیقه

 

 

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 17:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم فروردین 1390

انسان

              بنام آنکه جان را فکرت آموخت

تولدی رقم می خورد وانسان چشم به این جهان می گشاید جهان در انتظار ماست تا ما را در سرنوشت خود سهیم کند در دنیایی که پر از پیچ و خم است همیشه آن چیزی را که فکر می کنید شاید نشود ما می خواهیم چه کاری انجام دهیم آواها را باید شنید و نواهایی که باید شناخت باید به ضرب آهنگ آن پی برد نشانه ها چشم به راهندتا انسان فرا خوانده شود تا به دوردست نظر اندازد کوشش بسیار برای پیدا کردن یک راز هر کسی مرکز جهان خویشتن است با افکار وعقاید ذهنی خودش که در این دنیا چگونه می توانیم باشیم هر کسی در این دنیا ارزش خودش را نمایان می کند شخصیت خودمان را پرورش دهیم چه ارزشی در جامعه برای خود و خانواده تان قائل هستید ارزش خود را برای درآمد چقدر میبینید آیا ما پدید آورنده شرایط هستیم یا نه خودمان باید شرایط را به وجود آوریم در زمان حال دچار بحران شده ایم و نگذاریم شرایط بر ما غلبه کند اجازه ندهید ارزش شما را مشخص کنندچه کسی می خواهد در فقر گرایی فرو رویم و در دنیای ذهنی خود شناور بمانیم هیچ کس نمیتواند برای ما تصمیم بگیرد و هویت وشخصیت ما را شکل دهد که ما چگونه زندگی می کنیم یا خود پدیده ای بر آمده از آنیم

انسان از مسلم ترین پدیده های جهان هستی است موجودی ناشناخته به ظاهر مجموعه ای است از تضادها و نا همگونی ها

انسان موجودی است که از حیات و زندگی خودش خود آگاهانه دست میشوید

انسان موجودی است که در میان دو بی نهایت قرار دارد انسان از یک سوء می تواند ات بی نهایت سقوط کند که حتی شایسته اطلاق نام حیوان نیز نباشد و از سوی دیگر آنچنان می تواند در جهت تکامل عروج کند که ملائک نیز اجازه پای نهادن به مقام او را نداشته باشند راستی این انسان چگونه موجودی است که از حیوان پست تر واز ملک برتر می تواند بشود و عامل این سقوط و صعود غیر عادی چیست

ساختمان وجودش چگونه است؟ از کجا پیدا شده است و از کجا آمده است و به کجا می رود؟ چرا آمده است و برای چه می رود آیا با مرگ زندگی او واقعا پایان می یابد آیا دارای نیرو و استعدادهای خاصی است و اگر استعدادهای را دارد این استعدادها را از آغاز تولد با خود همراه داشته است یا محیطی اجتماعی این استعدادها را به او عطا کرده است دارای چه نیاز ها و گرایش های هست و آیا این نیاز ها اصیل و اساسی هستند یا کاذب و فرعی و آیا این نیازها بهر شکل و صورت که ممکن است باید ارضاء شوند یا خیر چرا؟

ارزش و مقام او در جهان هستی کدام است آیا واقعا اشرف مخلوقات است چرا؟ و اگر نیست چه موجوداتی بر او برتری دارند عوامل و موانع رشد او کدامند و از چه روشی و راهی می تواند رشد نماید

انسان راهی جزء کمک گرفتن از خالق را ندارد انسان موجودی است که روح خداوند در او دمیده شده است جسمش به خاک اتصال دارد و روحش به خدا وند کسی که به آداب قرآن انسان ساز تعهد نداشته باشد انسان نیست انسان ارزش و اعتباری دارد که خداوند می گوید همه چیز را در جهان برای تو آفریدم

و تو را برای خود و چنان نیروی خداوند تبارک و تعالی در وجودش نهاده است که بتواند از کل جهان و آنچه در آن است به نفع و صلاح خود بهره بگیرد

آری قرآن ضمن شناساندن انسان راه ادب و پرورش او را نیز به ما می آموزد کسی که به آداب قرآن ساز متعهد نباشد انسان نیست

قرآن کریم بیان کرده است: ما هر چیزی را با اندازه گیری قبلی آفریدیم به عبارت دیگر ما نظام عالم و کلیات راز هستی را به میزان و قدر آفریدیم و هیچ اعوجاد و انحرافی در آن راه نداردو زیباتر از این همه که هست تصور شدنی نیست و عالم و آدم و قرآن از یک نگارنده اند و از یک قلم نوشته شده اند

                     جهان انسانی شد و انسان جهانی

                                                       از این پاکیزه تر نبود بیانی

انسان در راس موجودات قرار دارد و جزء کره زمین می باشد انسانی که به کمال نهایی خود برسد مجمع اسماء و صفات خداوند می شود که با اجازه خداوند مفاتیح و کلید های غیب در دست او قرار می گیرد و قلب او خزانه اسرار و علوم الهی می شود ویژگی بعدی انسان گرایش به خود داشتن و دارای نیروی عقل و اندیشه کردن و دارای اختیار بودن و قدرت اتخاذ تصمیم داشتن و اعمال اراده کردن و داشتن میل به کمال و اندیشیدن درباره اینکه از کجا آمده ایم برای چه آمده ایم و به کجا می رویم و چرا باید برویم و چه باید بکنیم انسان خود بر نیک وبد خویش آگاه است و بر نفس خویش صاحب بصیرت است و خود را بهتر از هر کس می شناسد انسان اگر از نیروی خدادادی استفاده کند و قدرت تفکر و اندیشه و عقل را نیز که از استعدادهای خدادادی است بکار بگیرد مطمئا به رفتار خود آگاهی خواهد داشت و انگیزه و هدف و اعمال و رفتار خود را خواهد شناخت حتی با استفاده از این نیرو ها خواهد آموخت که رفتار اجتماعی خود را در موقعیت های مختلف چگونه شکل دهد

            استفاده از فکر برای حل مشکلات

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 1:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم فروردین 1390

عهد نامه و ارزش و ضدارزش

      به نام خالق هستی بخش

من قادر به انجام دادن هر کاری هستم هر کاری که موجب خشنودی خداوند وهمگان قرار گیرد

من از آنچه آزارم میدهد بیشترم . برترم

من از اعتماد به نفس بالا . حافظه قوی .اراده قوی . تنی سالم .روحی آرام و

هوش سرشار برخوردارم

در زندگی من هیچ چیز به خطا نمیرود هیچ چیز وهیچ کس نمیتواند به من وخانواده ام صدمه بزند

هر روز زندگی من از هر جهت بهتر وبهتر می شود

خداوند روزی رسان و ثروت رسان شکست ناپذیر من است و هر روز درآمدم بیشتر بیشتر میشود

من در رویارویی با تمام مسایل زندگی بسیار صبور . قوی .و با هوش هستم

من در حمایت لطف خداوند قرار دارم خداوندی که مشاور . حامی و راهنمای من بوده و هست وگره از مشکلاتم بر می دارد

تو می توانی تو می دانی که هر کاری با خداوند ممکن است

باز ایستید و بدانید که او خداوند است خداوندی که گره از مشکلاتم را بر می دارد من به خود اطمینان دارم و همه کارهایم را به میسپارم

روح شفا بخش تمامی وجود من را فرا گرفته و مرا شفا می دهد من آرام هستم به خود اطمینان دارم و به خود ایمان دارم و تمام امور زندگیم را به خداوند می سپارم و در عالم خیال خود را شاد . سلامت . مهربان . بخشنده . ثروتمند و غنی می بینم

شکر گزاری می کنم بابت تمامی نعمت هایی که به رایگان در اختیار ما و همگان قرار دادی و از همگان لذت می بریم

خداوندا عف و بخشش ابتدا برای خود و همگان دارم و دعا می کنم برای خوشبختی کامل توام با آرامش برای همگان . نزدیکان وبعدا خودم چون دلی آرام دارم

عشق الهی در من و از طریق من به عالی ترین کار خود سر گرم است  و برای من سلامتی کامل و سعادت بی کران و ثروت فراوان به ارمغان می آورد

  ارزش و ضد ارزش 

آياتي كه علم و جهل، ايمان و كفر، عزّت و ذلت، سعادت و شقاوت، فضيلت و رذيلت، حق و باطل، صدق و كذب، تقوا و فجور، اطاعت و عصيان، انقياد و تمرّد، غيبت و عدم غيبت، امانت و خيانت و مانند آن را مسائل ارزشي و ضد ارزشي مي‏داند و هيچ يك از اوصاف نيز نه مذكر است و نه مؤنث، به اين معنا كه بدن انسان مسلمان يا كافر، عالم يا جاهل، متقي يا فاجر، صادق ياكاذب نيست. و به عبارت ديگر اگر در مسائل علمي و مسائل عملي كه ملاك و معيار ارزش است هيچ سخني از مذكر و مؤنث نبود، يقيناً موصوف آنها يعني روح نيز مذكر و مؤنث نخواهد بودهر كس عمل صالح انجام دهد در حالي كه مؤمن است خواه مرد يا زن به او حيات پاكيزه مي‏دهيم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام مي‏دادند خواهيم داد 

.يكی از نعمتهای با ارزشی كه خداوند متعال به انسان عنايت نموده است نعمت زبان است كه ارزش وجودی آن بركسی پوشيده نيست و از طرفی هم ميدانيم كه از نعمتهای الهی ، هم می توان در راه صحيح و هم در راه نادرست بهره گرفت يعنی هر نعمتی كه خداوند به انسان عنايت نموده است قابليت استفاده ارزشی و ضد ارزشی را داراست مثلا با زبان هم می توان به عبادت پـروردگار و مناجـات با رب الارباب ، مباحثه مسايل علمی و يا مشاوره صحيح دادن به ديگران و ... پرداخت و هم ميتوان در راه آزار رساندن به ديگران ، دروغگويی و فحش دادن ... از آن بهره گرفت پس ‍ اين انسان است كه بايد به اخـتيار سعی كند از نعمتها در مسير صحيح بهره گيرد و بداند كه : همه نعمتهای الهی در نزد ما اماناتی هستند كه خـداوند متعال برای رسيدن به كمال انسانی به ما عنايت فرموده است و لازمه امانتداری اينست كه انسان امانت را در راه صحيح استفاده نمايد و در راه درست از آن بهره گيرد .
    استفاده های غير صحيح از زبان بسيار زيادند كه بعضی از بزرگان برای زبان بيش از هفتاد آفت را ذكر نموده اند

پیام

در زمینی که سرشار از ضد ارزش ها باشد دانه ای بارور نمی شود اول باید پاکسازی کرد و بعدا کاشت

برای دنیای تازه نیاز به یک عملیاتی داریم اول پاکسازی درون و از بین بردن ضد ارزش ها دوم تصفیه و پالایش یعنی دوری کردن از ضد ارزش ها و پرداختن به ارزش ها و آن را از سخن به عمل تبدیل کردن وقتی پاکسازی انجام شود آن وقت خوبی ها شما را انتخاب می کنند

مثال

در مورد مسئله ای ابتدا فکر می کنیم و تصویر آن موقعیت به ذهن ما می آید و بعد آدم بر اساس آن معرفت و شناختی که دارد افکار به سراغ او می آید و او را درگیر می کند و تمام تصویر را به ذهن او می آورد آن وقت می توانیم به وجود شخص پی ببریم مثلا یک دزد سریع تصویر دزدی می سازد و با انرژی که می گذارد آن را به واقعیت تبدیل می کند

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 0:31 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389

وجود انسان و رعایت نکردن حریم و احترامات و ارتباطات

وجود انسان

وجود انسان از دو قسمت ساخته شده است

۱ قسمت فیزیکی و قابل رویت بدن که دارای وزن است و جسم فیزیکی خوانده میشود

۲ قسمت غیر قابل رویت که جسم اتری یا جسم قابل ارتجاع  یا قسمت حیاتی بدن میباشد

وقتی سنگها را به منظور درمان بر روی بدن قرار میدهید در درجه اول جسم اتری تحت تاثیر قرارمیگیرد و سپس جسم فیزیکی یا جسم قابل رویت تحت تاثیر قرار میگیرد ما انسانها موجودات هفتی هستیم که همراه با سطوح هفتگانه زندگی تکامل میابیم هفت لایه راهنمایی برای روح و شخصیت ما میباشد اورا بصورت غلاف درخشان وفروزانی است که اطراف جسم ما را گرفته است همه اعمال  خوب و بدما چه فیزیکی و چه ذهنی بر روی اورا ضبط میگردد درست به همان نحوی که مطالبی بر روی ویدیو ضبط میگردد هر چه فرد خودخواه تر و دارای منیت بیشتری باشد اورا تیره تری دارد افرادی که دارای حس همدردی ومهر نسبت به هم نوع دارند و فاقد منیت بوده و ذهن روحانی دارند اورای درخشان تری بر خوردارند                  

رعایت نکردن حریم و احترامات وارتباطات

ای اهل ایمان با صدای بلند صوت نکنید که اعمال نیکتان را در اثر بی ادبی محو وباطل می گردد و شما نمیتوانید فهم آن کنیدآنانکه با صدای آرام وآهسته سخن میگویند آنها هستند که به حقیقت خدا دلهایشان را برای مقام رفیع تقوی آزموده و آمرزش و اجر عظیم نصیب فرموده مردمی که با صدای بلند یک دیگر را میخوانند اکثرا مردم بی شعور و بی عقلی هستند 

ای مومنان عالم هر گاه فاسقی برای شما خبری آورد تصدیق نکنید تحقیق کنید 

مبادا به سخن چینی فاسقی بر قومی رنجی رسانید که سخت پشیمان میشویدهیچگاه یکدیگر را مسخره و استهزاء نکنید و هرگز عیبجویی خود را نکنید و به نام و لقب زشت یکدیگر راصدا نزنید

ای اهل ایمان از بسیاری از پندارها وظن بد درحق یکدیگر اجتناب کنید که برخی از ظن ها و پندارها معصیت است هرگز از حال درونی یکدیگر تجسس نکنیدو غیبت هم را نکنید آنانی که بر تو منت گذارده و میگویند ما ایمان آورده ایم و تظاهر به اعمال آن می کنند در حقیقت بر زبان ایمان آورده اند و به قلبشان وارد نشده است از آنها دوری کن  

قانون کار ما:

خداوند قوانین متعددی برای گردش منظم و دقیق هستی وضع کرده است مثل قانون جاذبه زمین یا سیستم گردش خون در بدن انسان اما قانون کار ما بر سراسر جهان هستی و تمام امور زندگی حاکم است 

اصل اول این قانون می گوید به هر چه بیندیشید همانطور می شود تاثیر فکر بسیار قدرتمند است هر طور فکر کنید همان طور خواهد شد 

اصل دوم این قانون می گوید هر چه بکارید برداشت خواهید کرد و بایدها و نبایدهای دارد بایدها عبارتند از اینکه محبت کنیدو بخشش نمایید و شادی بدهید 

نبایدها عبارتند از اینکه دروغ بگوییم و دزدی کنیم و از دیگران انتقاد کنیم و بد گویی کنیم و با شیوه های نادرست چیزی را بدست آوریم و حق دیگری را تصاحب کنیم و دیگران را فریب دهیم 

اصل سوم این قانون می گوید معاشران خود را با دقت انتخاب کنید معاشرت بسیار مهم است همیشه افراد خدا دوست را دیدار نمایید

اصل چهارم این قانون می گوید به چیزی وابسته نباشید وظایفتان را انجام دهید اما از درون وابسته نباشید و بدانید هیچ چیز و هیچ چیز به شما تعلق ندارد فقط عامل و ناظر باشید همیشه برای نتیجه و ثمره کار نکنید برای عشق خالص به خدا کار کنید

اصل پنجم این قانون می گوید هر چه بیشتر خودتان را به خدا تسلیم کنید و بگویید خداوندا بادا خواست تو و نه خواست من تحقق پذیرد نام خدا را تکرار کنید و صمیمانه دعا کنید تا تنویت های درد و لذت و شکست و موفقیت را پشت سر گذارید

اصل ششم این قانون می گوید در همه اوقات زندگی شجاع باشید و از هیچ چیز جز ذات خداوند نترسید 

اصل هفتم این قانون می گوید تا جایی که می توانید به افراد بیشتری خوبی و محبت کنید

چگونه می توان نگرش ثابتی داشت

الف. هیچ موقع عصبانی نشوید   ب. روابط خوبی با دیگران داشته باشید

ج. کسی که منفی گرایی می کند سراغش نروید   

د. چیزی را که باهاش حال می کنید به سراغش بروید مثل تغییر لباس و فرم و رسیدگی به وضعیت ظاهری

چگونه می توان به موفقیت دست پیدا کرد

۱. تهیه لیست : لیست اهداف " لیست فعالیت ها " لیست پروژه ها و لیست مسئولیت ها

۲. باید تمامی نیروهای بدن به یک سوء متمرکز شوندکه آن را هدف می نامند 

۳. داشتن دید بلند مدت مهمترین عامل پیشرفتهای اجتمائی و اقتصادی است

۴. نگرش شما باید نسبت به زمان تغییر کند یعنی افق زمانی داشته باشید

۵. قبل از انجام دادن هر کاری از خود سوال کنید که نتایج بالقوه انجام دادن یا ندادن این کار چه خواهد بود

۶. باید اهداف برای آینده  بسیار دقیق و روشن باشند 

۷. فکر کردن مداوم در مورد نتایج بالقوه: انتخاب ها و تصمیمات و رفتارهایتان

۸.باید لیستی از نقاط قدرت و ضعف تهیه کنید و در مقابل ضعفها مقاومت و حفاظت کنیم

۹. باید برای هر روزتان برنامه ریزی نمایید که آن را باید شب قبل آماده نمایید

۱۰.کارهایی که اهمیت بیشتری دارند هرگز نباید قربانی کار هایی شوند که اهمیت کمتری دارند

در مورد نحوه عملکرد با نویسنده مشاوره نمایید

                                      ۰۹۱۳۹۱۰۶۰۱۲                    

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 17:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389

عکس سنگهای درمانی

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 22:45 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389

سنگهای گران ونیمه گران

    از سنگهای خود استفاده کنید

سنگهای خود را در صندوق های آهنی یا جعبه جواهرات محبوس ننمایید روح و جسم خود را از این نیروهای بی نظیر که طبیعت به شما ارزانی داشته است محروم نسازید

اگر از سنگها برروی انگشت خود استفاده مینمایید توجه کنید که سنگها طوری برروی انگشتر تعبیه شده باشد که پوست شما مستقیما لمس نماید زیرا بااین ترتیب قدرت بیشتری به شما منتقل میشود هنگامی که سنگی را خریداری میکنید درباره قیمت آن زیاد نگران نباشید در نظر آورید که با صرف پول در خرید سنگهای قیمتی از بیماریها جلوگیری کرده اید در غیر اینصورت ممکن است پول بیشتری برای ویزیت پزشک یا مخارج دارو ودرمان پرداخت کنید همچنین به جای خرید و استفاده از جواهرات نادر وبسیار گران میتوانید از سنگهای نیمه گران استفاده نمایید

البته لازم به تذکر میباشد که سنگهای گران بها نظیر الماس و زمرد ویاقوت و سفیر دارای خصوصیات معجزه آسایی هستند

انتخاب انگشتان برای استفاده از سنگهای قیمتی

هر یک از انگشتان بدن انسان ارتباط نزدیکی را با اعضای موجود دارند و این ارتباط از طریق اعصاب برقرار میشوند

سیستم عصبی بدن سیستم ارتباطی بدن است که مانند شبکه تلفنی وسیعی که  ارتباطات داخلی بسیاری در آن وجود دارد عمل مینماید

۱ انگشت اول : انگشت اشاره یا سبابه از نظر پزشکی با دستگاه تنفس و معده در ارتباط است برای درمان بیماریهای تنفسی ریه وغیر میتوان استفاده کرد

۲ انگشت دوم: از نظر پزشکی با روده وامعاء وذهن ومغز و کبد و بافت ذهنی در ارتباط میباشد

۳ انگشت سوم: از نظر پزشکی با کلیه ومعده ودستگاه تولید مثل وگردش خون در ارتباط است

۴ انگشت چهارم: انگشت کوچک از نظر پزشکی با قسمتهای خصوصی بدن از جمله دستگاه تولید مثل وزانوها وساق پا در ارتباط است برای درمان بیماریهای مربوط به قسمت پایین بدن باید از این انگشت استفاده کرد

جواهرات نادر و بسیار گران سنگهای نیمه گران که میتوانند جایگزین شوند
          الماس  کریستال کوآرتز وزیرکون
         یاقوت  یاقوت کبود
         سفیر آبی  لپیس لازولی وسودالایت
       آکوامارین  فیروزه وکرایزکولا
       توپاز یا یاقوت زرد  سیترین
      اپال آتشین   کارنلینین
     روبلایت وتورمالین صورتی   رد کرزآیت
    زمرد   مالاکایت وکرایزپریز
    سفیر نیلی   آزورایت

    ۰تمیز کردن سنگها: بسیار مهم است پس از اینکه سنگی را انتخاب نمودید ضروری است تاسنگ را شسته وخالص نمایید زیرا سنگها بسیار حساس میباشند وارتعاشات وتاثیرات مختلفی را با خود حمل می نمایند بخصوص اگر این سنگ از فردی از خانواده که بیمار بوده یا در گذشته است به شما رسیده باشد سنگها لطمه ای به شما نمی زنند ولی افکار کسانی که از سنگ استفاده کرده اند به سنگ چسبیده اند و آن افکار به شما لطمه خواهند زد برای تمیز کردن کریستال ها آن را درآبی که به آن نمک دریا افزوده اید بشویید برای تمیز کردن سنگها آب و آتش و خاک توصیه میشود

شستن در آب : سنگ را زیر جریان آب به مدت ۶ الی ۸ دقیقه قرار دهید

تمیز کردن با خاک: برای این کار سنگ را به مدت یک شب زیر مقداری خاک قرار دهید تا تمام کثیفی و انرژی منفی از آن دفع گردد

   برای خرید سنگهای قیمتی با نویسنده مشاوره نمایید ۰۹۱۳۹۱۰۶۰۱۲
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 22:42 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389

جدول قسمتهای آسیب پذیر بدن

            وقتی که بیماریهای مزمن به بدن حمله می کنند
    دستگاه عصبی اولین دستگاهی است که مورد اصابت قرار میگیرد
    لنف و اسپرم دومین قسمت از بدن است که مورد اصابت قرار میگیرد
   چربی و غدد سومین قسمت از بدن است که مورد اصابت قرار میگیرد
   گوشت وعضلات چهارمین قسمت از بدن است که مورد اصابت قرار میگیرد
   مغز استخوان ها پنجمین قسمت از بدن است که مورد اصابت قرار میگیرد
   سیستم خونی ششمین قسمت از بدن است که مورد اصابت قرار میگیرد
   استخون ها هفتمین قسمت از بدن است که مورد اصابت قرار میگیرد
  اعصاب بر اثر کمبود نور بنفش آسیب پذیر می شوند
  لنف واسپرم بر اثر کمبود نور نیلی آسیب پذیر می شوند
  چربی وغدد بر اثر کمبود نور آبی آسیب پذیر می شوند
  گوشت وعضلات بر اثر کمبود نور سبز آسیب پذیر می شوند
  مغز استخوانها بر اثر کمبود نور زرد آسیب پذیر می شوند
  سیستم خونی بر اثر کمبود نور نارنجی آسیب پذیر می شوند
  استخوانها بر اثر کمبود نور قرمز آسیب پذیر می شوند

     اگر علاقمند به یادگیری ماساژ حرفه ای و کلاسیک هستید با نویسنده مشاوره کنید

                                        راه کار های کلیدی و جملات کلیدی

۱ بر قرار نمودن تعادل در هر زمینه ۲ تاثیرگذاری جو یا محیط برروی افراد و شناخت محیط منفی و مثبت

۳ یادگیری برای برنامه ریزی در هر زمینه کاری ۴ بررسی کردن جوانب و حاشیه ها برای اهداف

۵ تقویت دیدگاه و نگرش نسبت به مسائل ۶ با اهمیت بودن زمان و ارزش دادن به آن ۷ تقویت آداب معاشرت و پیدا کردن نکات ضروری آن ۸ شناخت غرور و نحوه از بین بردن آن ۹ راههای موفقیت آمیز برای پیذا کردن ثروت ۱۰ اهمیت دادن به آینده و برنامه ریزی کردن برای آن ۱۱ فهمیدن معنای اصول و غیر اصول در هر زمینه ای ۱۲ معنای واقعی زندگی و خوشبختی و راههای رسیدن به آن۱۳ احساس با هم بودن و احترام برای یکدیگر قائل شدن۱۴ جدی گرفتن اتفاقات و پیشامدها و با دقت مورد بررسی قرار دادن آنها

۱۵ به اثبات رسیدن کیفیت زندگی در مقابل اندیشه ها و تفکرات قبلی ۱۶ پیدا کردن کار مورد علاقه ای که سالیان سال آرزوی پیدا کردن آن را داشته اید۱۷ سازش در هر محیطی برای ایجاد امنیت ۱۸ برای انجام هر کاری نصف آن تصمیم گیری است۱۹ مسئولیت پذیری و اهمیت دادن به آن ۲۰ هر کاری دو جنبه دارد یکی منفی و دیگری مثبت ۲۱ لمس کردن هر کاری در زمینه موفقیت ۲۲ نگرش:خط دیدی که داری و به آن فکر می کنی ۲۳ پیش قدم بودن در هر زمینه کاری ۲۴ به کارگیری تجربه ها و استفاده نمودن از آن

۲۵ هر چیز یا هر کاری را باید در محل مناسب خودش استفاده کرد۲۶ فکر کردن در مورد زیر دستان و مستضعفان و نیازمندان ۲۷ خودباوری: کوچک ندیدن خود و بزرگ دیدن خود در هر زمینه ای ۲۸ تمرکز داشتن روی هر مسئله ای باعث حل شدن سختی آن می شود ۲۹ عاشق کار بودن و عشق ورزیدن به کار راه موفقیت است ۳۰ ما باید مراقب رفتار خود باشیم و تمام جوانب آن را رعایت کنیم ۳۱ اعتماد کردن به افراد با تجربه و استفاده کردن از تجربه آنها ۳۲ صبور بودن در مورد نتیجه کارها ۳۳ صادق بودن ما با خودمان و بعدا با دیگران و کارها ۳۴ در انسانها هم مانند تمام اشیاء موجود در طبیعت اینرسی و مقاومت وجود دارد ۳۵ اصول : با برنامه ریزی و آموزش وارد هر کاری شدن ۳۶ غیر اصول: بدون برنامه ریزی و آموزش وارد هر کاری شدن ۳۷ قضاوت نا به جا کردن در هر موردی که اطلاعات از آن نداریم ۳۸ با اهداف خود هم سوء بودن و آنها را در کنار خود دیدن و حس کردن ۳۹ برای به دست آوردن خواسته ها باید بهایی داد ۴۰ کامل استفاده کردن از فکر برای تحریر مسائل  

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 21:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

جدول هفتگی و سیاره حکمران

  روز هفته سیاره حکمران   سنگ قیمتی
  شنبه    سترن  سنگهای سیاه وسفیدوالماس وکریستال دودی
 یکشنبه   خورشید سنگهای طلایی وزرد وکهربا وتوپاز طلایی
 دوشنبه   ماه سنگهای سفیدومرواریدومون استون
 سه شنبه   مارس سنگهای قرمز ویاقوت ویاقوت کبود
چهارشنبه   مرکوری سنگهای آبی وفیروزه وسفایر ولپیس لازولی
پنج شنبه  ژوپیتر سنگهای ارغوانی وآمیتیسیت
 جمعه   ونوس سنگهای سبز و زمرد و مالاکایت

                           پایه گذاری فرهنگ

تنها راه ترویج فرهنگ خوب از خودمان آغاز می شود برخورد صحیح ما باعث می شود دیگران هم برخورد صحیح انجام دهندابراز نبوغ کردن یعنی اینکه من باید نبوغ کاری داشته باشم با تغییر نگرش می توان زندگی را عوض کرد به آینده مان توجه کنیم تجسم ما از آیند برای دیگران و نسل آینده چیست؟

آموزش کودکان در مورد هدف و انگیزه امید و وعده مثبت دادن به دیگران و در بدترین شرایط برای خود اهداف تعیین کنید

۲ رکن مهم برای رسیدن به هدف:۱ قلب راسخ داشتن ۲ استفاده از عضلات بدن

باید موج سومی فکر کنید و برای اهداف و خواسته هایتان ارزش قائل شوید باید تمام انرژی خودتان را بگذارید برای اهدافتان و بگویید من هیچ وقت نمی خواهم زندگی گذشته را تجربه کنم تغییر ذهنیت بدهید و آن را جدی بگیرید هر چه بودید تمام شده است اینجا باید چه بشوید تغییر الگو بدهید مثل تغییر لباس و وضعیت ظاهری تضمین کار شما آموزش ها است که باید جدی گرفته شود و تکرار گرددراه به ما پیشنهاد می شود و انتخاب آن به ما واگذار می شود این را بدانید که هر کاری استراتژی های خودش را دارد یعنی اینکه باید بینش داشته باشید و باید تعادل فکری داشته باشید سعی کنید هر کاری را با هیجان و خوشحالی انجام دهید و احساس خوبی به محیط اطرافتان و کائنات پخش کنید

جمله کلیدی در مورد کار این است که با تمام وجود بگویید من مطمئن هستم این کار جواب می دهدو دیگر اینکه بگویید من ایمان دارم که این اتفق می افتد باید بگویید من شاهکار زندگی خود هستم و مدام به خود یادآوری کنید که من باید مراقب افکارم باشم تغییر اتفق می افتد به این امر ایمان داشته باشید و به سرعت با تغییرات هماهنگ شوید و از آنها لذت ببرید

چگونه می توان ایمان واقعی را بدست آورد : روش کسب ایمان در تکرار کلام است هر چه شخصیت درونی انسان قوی تر باشد تفکراتش قوی تر و سریع تر به نتیجه می رسد و به شرایط زندگی شکل واقعی می دهد سعی کنید که هر تصمیمی که می گیرید به فکر آخرش هم باشید و آن را تجزیه و تحلیل کنید 

                                         هنر زنده دلان خواب و پریشانی نیست 

                                                       از همین خاک جهان دگری ساختن است 

  چگونه با اصول زندگی هماهنگ شویم: سعی کنید همیشه مواظب افکارتان باشید هر چه بیندیشید همان گونه می شود هر زمان فکر پلید به ذهنتان آمد آن را بیرون کنید یکی از بهترین راه های بیرون راندن آن فکر پلید این است که خودمان را نیشگون بگیریم                                  

               فضایل اخلاقی                            : عبارتند از امر به معروف و نهی از منکر و ایثار و صبر و تواضع و صدق و وفا و حلم و امانت و شجاعت و محبت و توبه و حسن نیت و شکر منعم و حکمت و عدالت و رضا و توکل

رذایل اخلاقی : عبارتند از غضب و حقد و حسد و بخل و کبر و غرور و عجب و حب جاه و مال و ریا و گناه و غیبت و تهمت عناصرچهار گانه آتش وخاک و هوا و آب چهار وسیله ای هستند که در تکامل ما بکار میروند

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 23:49 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

مراکز چاکرا

                                                                  

 انواع طالع بینیانواع طالع بینیانواع طالع بینیانواع طالع بینیانواع طالع بینیانواع طالع بینیانواع طالع بینی

 

 

 

                                   فعال سازی چاکراها   

                                                

                                            هاله بینی , چاکرا شناسی

 

 

 مراکز انرژی بدن : چاکراها

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 23:30 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

نموداری از هفت چاکرا یا مراکز انرژی

چاکرا اول پایه ستون فقرات
چاکرا دوم طحال واعضای تناسلی
چاکرا سوم منطقه ناف وسولر پلکسوس
چاکرا چهارم        قلب
چاکرا پنجم        گلو
چاکرا ششم     چشم سوم
چاکرا هفتم     تاج سر
     رنگ    چاکرا   کیفیت
    قرمز   پایه ستون فقرات   زندگی وحیات
   نارنجی  طحال یا اعضای جنسی   انرژی
   زرد ناف یا غدد فوق کلیوی   هوش وفهم
   سبز         قلب   توازن و احساس همدردی
  آبی    گلو وغده تیرویید    الهام مذهبی
  نیلی    چشم سوم وغده هیپوفیز   حس ششم ودرک ازطریق فراست
  بنفش   تاج سر وغده صنوبری        روحانیت

جملات معجزه گر

همه آدمیان تجلی عشق الهی هستند پس من به جزء عشق الهی با هیچ چیز دیگر نمی توانم روبه رو شوم

برای بحران مالی : عشق الهی هم اکنون مرا توانگر و دولتمند می کند

من تجلی عشق خدا هستم و می گذارم عشق خدا رهبری و هدایتم کند و به من الهام بخشد

عشق الهی در باطن یکایک ما اندیشه های تازه و شهامت تازه و نعمت و ثروتی محسوس را هر روز به سوی ما می کشاند

من بدون هیچ وابستگی همه مردم را دوست دارم و همه مردم نیز بدون هیچ وابستگی مرا دوست دارند

عشق الهی هم اکنون در من و از طریق من به عالیترین کار خود سر گرم است عشق الهی هم اکنون برای من و از طریق من سلامت کامل و ثروت فراوان و سعادت بی کران می آورد

من زندگی خواه آسوده و خواه شیرین می خواهم

من پیشرفتی عظیم در زندگی دارم من بسیار شادمان و خرسندم

من از دولت عشق زنده ام من با قانون محبت زندگی می کنم و محبت از هم اکنون فاتح و پیروز است

من در حلقه سحر آمیز عشق خدا گام بر می دارم و هم اکنون چون مغناطیسی الهی در برابر خیر و صلاح خود مقاومت ناپذیر هستم

عشق الهی از طریق من تجلی می کند و همه آنچه را که برای خوشبختی و تکمیل زندگیم لازم است هم اکنون به سوی من می کشاند

من شاهکار زندگی خود هستم ذهن من همه چیز را به وجود می آورد من نیروی بی پایان میخواهم

خدایا متشکرم و سپاسگزارم و شکر گزارم که در تکامل روحم و رشدم و تعالی ام کمکم می کنی

من یک انسان شگفت انگیز هستم من می خواهم به فضیلت برسم من می خواهم جذاب شوم

بار خدایا به تو پناه می برم از علمی که سودمند نیست و از قلبی که خشوع و انعطاف در برابر حق بدان راه ندارد و از نفسی که سیر و اشباع نمی گردد و از دعایی که اجابت نمی شود

خدایا به تو پناه می برم از این که گمراه کنم یا گمراه گردم بلغزانم یا بلغزم ستم کنم یا ستم ببینم به نادانی کشانم و یا خود دچار آن شوم

ای جوهر الهی از راه های عالی و بی همتایت هم اکنون مرا به خواسته ام برسان و سلامت و ثروت را به درون زندگیم راه بده

شکر و سپاس و حمد بی قیاس بر خالقی که با جلوه سراسر نورانی خود عوالم غیب و شهامت و سر و غلن را به نعمت وجود آراسته و به برکت برگزیدگانش بما رسانده

 

 

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 23:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

جدول عناصر وجودی وسنگهای مربوطه

نام برج وعنصر وجودی

سنگهای قیمتی مربوطه طیف رنگی
فروردین    آتش یاقوت  وبلادستون ویشم قرمز رنگ قرمز
اردیبهشت    خاک توپازطلایی ومرجان وزمرد رنگ زرد
خرداد         هوا کریستال واکوآمارین رنگ بنفش
تیر           آب زمرد و مون استون سبز
مرداد      آتش یاقوت وکهربا نارنجی
شهریور    خاک یشم صورتی وفیروزه وزیرکون بنفش
مهر      هوا اپال والماس زرد
آبان      آب یاقوت کبود وتوپاز وعقیق قرمز
آذر       آتش آمیتیسیت ارغوانی وبنفش
دی     خاک کریستال دودی وبریل وجت آبی
بهمن  هوا سفیر آبی نیلی
اسفند     آب الماس وجید واکوآمارین نیلی

انرژی درمانی

یکی از بهترین درمان های است که صددرصد تضمین سلامتی در آن وجود دارد که شرایط سختی دارد انرژی درمانی نوعی ریشه یابی عمقی است که انسان وارد یک مرحله جدیدی می شود و با کمک آن موفق می شود راه درست زندگی کردن و سعادت ابدی را پیدا کند اکثر انسانها دچار یک سری اعتقادات غلط و باورهای نادرست هستند که در دوران کودکی به آنها رسیده اند و مانند یک دستگاه مشابه سازی همان باور ها را قبول کرده اند و با آن زندگی کرده اند و دیگر حاضر به قبول این مسئله نیستندکه باور های آنها غلط بوده است

منفی گرایی و اثرات آن

انرژی منفی به مانند یک دانه گندم می باشد که وقتی کاشته می شود بعد از مدتی جوانه می زند و در طی یک زمان خاص تبدیل به یک خوشه استوار و سر بلند می شود و روز به روز رشد می کند تا به حد اعلاء برسد در این لحظه انرژی منفی برای خود یک فرستنده قوی ساخته است که امواج منفی را در اطراف خود پخش می کند و توسط گیرنده قوی که دارد دو برابر آن را دریافت می نماید و این امواج منفی اولین ضربه ای که به بدن وارد می کند آن است که احساسات انسان را از بین می برد و اصولا آنها را تبدیل به یک سری احساسات کاذب و زودگذری می کند که یک انسان با چنین احساساتی نمی تواند زندگی موفقی داشته باشد منفی گرایی نوعی اعتیاد است زیرا روزبه روز انسان آن را تکرار می کند و موجب آن می شود که مغز و بدن نیاز روزمره به آن پیدا کندو به صورت یک دستگاه تمام اتوماتیک کار انجام می دهد به عنوان مثال بعضی از انسانها در مورد اتفاقات زندگی خود پیش بینی می کنند و متاسفانه یک پیش بینی منفی می کنند و دقیقا همان اتفاق برایشان روی می دهد و به صورت نا خواسته آن اثر منفی را برای خود به وجود آورده اند و بعد خود را قانع می کنند که ما می دانستیم چنین رویدادی اتفاق می افتد این منفی گرایی ها موجب می شود که انسان در زمان آنکه به سنین بالاتری رسید دچار ناراحتی های بزرگتر می شود که موجب افسوس یک عمر آنها می شود و دقیقا خود را قانع می کنند که خواست خدا بوده یا مصلحت و سرنوشت ما این بوده که واقعا اینگونه نیست و اگر ریشه یابی کنیم متوجه می شویم که این همان انسانی است که یک ذره انرژی منفی را در خود به وجود آورده است و بعد آن را پرورش داده است و آن را تبدیل به یک فرستنده و گیرنده قوی کرده که با آن تمام انرژی های مثبت خود را طی زمان خواستی از دست داده است و جسم خود را به نابودی کشیده است

انواع انرژی های مثبت

انرژی های مثبتی که ما می توانیم دریافت کنیم از تمام خلقت خداوند است به عنوان مثال عبارتند از خورشید و ماه و باد و آسمان و ستاره و پرندگان و گیاهان و درختان و هوای پاک و اکثر آفرینش خداوند زمانی ما موفق هستیم و می توانیم انرژی مثبت تولید کنیم که احساس درونی ما دچار احساسات کاذب نشده باشد و یک احساس واقعی و سرشار از محبت داشته باشیم و به گونه ای باشیم که نسبت به تمام موجودات و خلقت خداوند محبت و عشق ارسال کنیم

توضیحی کوتاه درباره احساس حسی افراد: احساس حسی افراد از زمان کودکی یعنی از سنین ۱ تا ۷ سالگی با دیدن از طریق چشم و قوه تخیل بوجود می آید که باعث ساخته شدن افکار و احساسات آنها می شود بنابراین به این خاطر است که می گویند مراقب رفتار و اعمالتان در مقابل کودکان باشید

 راستی انسانها در روز به چه فکر می کنند و چه نوع انرژی تولید میکنند



عقل پیغمبر درونی به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 23:4 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم اسفند 1389

انسان و حقیقت ماورایی بدن و عکس چاکرا

 چاکرای موجود در مغز و اعضاء 

 

 حقیقت انسان و ماوراء بدن

 

انسان یک "تن" دارد و یک "من" که حقیقت او همان من یا نفس یا روح اوست و همه ادراکات مخصوص و مربوط به نفس است

یعنی انسان بدون هیچ برهان و استدلال خود را حس می کند بخصوص این مسئله در خواب روشن تر و محسوس تر است چرا که ما در خواب در هنگامی که بدنمان در رختخواب است خود را در همان جایی که خوای میبینیم می یابیم و نه در رختخواب مثلا خواب میبینیم که در باغی هستیم و واقعا خودمان هستیم به این جهت است که حقیقت انسان همان نفس اوست چرا که تن انسان در حقیقت او دخالتی ندارد و با کم و زیاد شدن تن انسان حقیقت او تغییر نمی کند بلکه تن ابزار نفس است و همه ادراکات

مخصوص نفس است یهنی نفس انسان شنوا ست منتها در عالم ماده به وسیله گوش می شنود و نفس انسان بیناست منتها در عالم ماده به وسیله چشم میبیند ملاحظه کرده اید که در هنگام خواب چشم دارید و همه چیز را میبینید و بعد در بیداری همان اتفاق را رویت می کنید در هنگام بیهوشی هم که نفس از بدن خارج می شود دیگر آن پاره کردنهای جراح موجب آزار انسان نمی شود چون نفس که

ادراکاتی مثل حس کردن و دیدن و شنیدن که همه مربوط به اوست از بدن خارج شده است اصلا نفس هیچ زمانی نه می خوابد و نه چرت می زند بلکه نظرش به جای دیگری جلب شده است و ما فکر می کنیم خوابمان می آید یا چرت می زنیم مرگ هم همین طور است یعنی نفس از بدن منصرف شده است وبه عالم دیگری حاضر می گردد

حضور نفس یا روح یا من در شرایط فوق زمان و مکان

 

در موقع خواب دیدن و رویا بخصوص در رویای صادقه در عین اینکه بدن و جسم ما در رختخواب است خود ما در صحنه هایی حاضر می شویم که بعدا همان صحنه ها در عالم ماده رویت می گردد یعنی بدون این جسم و بدن در صحنه هایی واقعی حاضر می شویم یعنی وقتی که نفس از بدن خارج می شود دیگر هیچ محدودیت زمانی و مکانی برای آن وجود ندارد یهنی اگر انسان خود را همین بدن بپندارد همه فرصت هایی را که برای بارورکردن جان است را از دست می دهد و بدون سرمایه واقعی از این جهان رخت برخواهد بست به نوعی اگر تمام توجه انسان به بدنش باشد علاوه بر این که هیچ سرمایه ای برای او نمی ماند به روح خود هم جفا کرده است و رشد لازم را برایش فراهم ننموده

تن محل ظهور حالات من است یعنی اینکه تن در قبضه من است و در حقیقت انسان دخالت ندارد به همین جهت هم تن انسان از حالات و تاثرات نفس متاثر می شود همواره شما متوجه می شوید که حالات روحی که مربوط به نفس است بر تن اثر می گذارد به عنوان مثال ترسیدن که مربوط به روح است در تن اثر می گذارد در ضربان قلب و غیره یا اینکه شما در خواب میبینید که از کوهی سقوط کرده اید و وقتی که از خواب بیدار می شوید احساس می کنید که تمام بدن شما کوفته شده است با اینکه سقوط

مربوط به این بدن نبوده ولی حالات من در تن اثر می گذارد و این حکم نشان می دهد که تمام فعل و انفعالات تن تحت فرمانروایی من است

 

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی

تصاویری زیبا از سیارات منظومهء شمسی

 

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 2:45 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم اسفند 1389

خواص درمانی رنگها

تمام سیاره ای که روی آن زندگی می کنیم  از اقیانوسها تا زمین وتا آنچه که به صورت جماد وگیاه وحیوان وانسان می بینیم به نور و خصوصیات جالب و ارتعاشات مربوط به نور وابسته اندسطوح اتری ونجومی وذهنی وروحی نیز به منبع نور وابسته اند زیرا هر یک سرعت ارتعاشات مربوط به خود را دارند

گذشته از جنبه های زیبایی وخوشایند آن رنگ بیش از هر عامل دیگری در سطح عمیق وظریف موجب تغییرات روحی میشود رنگ اثر فوق العاده ای را بر روی ذهن و احساسات بجا میگذارد رنگ زبان زنده نور وعلامت بارز حقیقت آگاه می باشد

دانش رنگ برپایه قوانین نورنهاده شده است که بصورت هفت رنگ مربوط به نور های اصلی ظاهر میشوند

طیف های رنگی با هفت سیاره آفرینش و هفت چاکرا یا چرخهای نور در ارتباطند چاکرا یعنی مرکز انرژی

خداوند این فرم شگفت انگیز از انرژی را که بصورت نورو رنگ میباشد داده است تا جسم وروح خود را در سلامت کامل حفظ کنیم

رنگ قرمز                                           رنگ آبی

 رنگ نارنجی          مربوط به جسم        رنگ نیلی           مربوط به روح

رنگ زرد                                            رنگ بنفش

 خواص درمانی رنگها

رنگ قرمز وسنگ قرمز برای کمک به بهبود همه موارد کم خونی از جمله آنمی اثر فوق العاده ای دارد در موارد لاغری و نحیفی در مواردی که براثر هوای سرد دستها و صورت آبی رنگ میشود در موارد فقر غذایی یا غش باید از رنگ قرمز استفاده کرد بر اثر استفاده از رنگ قرمز ارتعاشات درمان کننده  وتقویت کننده ای بر قرار میشود محل درمان چاکرا اول میباشد

رنگ نارنجی وسنگ نارنجی

برای حفظ سلامتی ونیروی حیات لازم است رنگ نارنجی گرم و مثبت و تقویت کننده است در درجه اول اشکالات حیاتی مربوط به هضم غذا وگردش خون را تحت تاثیر قرار میدهد ومسایل تغذیه ای را منظم میکند محل درمان چاکرا دوم میباشد

رنگ زرد وسنگ زرد

دارای قدرت درمان کننده در مورد دیابت یا مرض قند و یبوست میباشد محل درمان چاکرا سوم میباشد

رنگ سبز وسنگ سبز

دارای ارتعاشات متعال کننده مهمی برای سیستم عصبی میباشد رنگ سبز موجب تهییج والتهاب یا حساسیت نمیشود به خاطر اثر قوی که رنگ سبز روی چاکرا قلب دارد قلب نیز مرکز تهیه خون است لذا رنگ سبز کمک زیادی را برای رفع هر نوع اشکال مربوط به قلب ودستگاه گردش خون وفشار خون را به عهده دارد از رنگ سبز جهت تمدد اعصاب خسته استفاده میشود ومحل درمان چاکرا چهارم میباشد

رنگ آبی وسنگ آبی

دارای قدرت درمان کننده زیادی در زمینه بیماریها وگرفتگی گلو رادارد از آنجایکه رنگ آبی فاقد گرمی است از این رنگ در موارد التهاب و خونریزیهای داخلی یا شرایط عصبی استفاده میشود رنگ آبی خنک کنند وخواب آور قابض و درمان کننده است رنگ آبی تیره دارای اثرات قویتری در این زمینه میباشدمحل درمان چاکرا پنجم میباشد

رنگ نیلی وسنگ نیلی

جهت درمان هر نوع بیماری ذهنی رنگ نیلی از ارزش ویژه ای بر خوردار است همچنین از رنگ نیلی جهت پرورش چشم سوم استفاده میشود وبدین وسیله تحقیقات علمی وفلسفی را میتوان عملی ساخت محل درمان چاکرا ششم

رنگ بنفش وسنگ بنفش

برای کمک به رفع بی خوابی یا رفع هر نوع بیماری یا نارسایی ذهنی به کار میبرند امروز نیز ما نیازمندیم تا آگاه باشیم که هر یک از این هفت رنگ با ارزش چگونه بر روی مراکز خاص بدن ما اثر میگذارند                                          

            

 

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 2:39 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم اسفند 1389

عکس نور درمانی یا رنگ درمانی

            هاله یا اوراء های نورانی در آدم هایی با صورتی سفید

    

برای اطلاع از عقلانیت مدرن و پست مدرن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 2:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم اسفند 1389

خواص درمانی نور

نور یک روح جهانی به درون همه چیز نفوذ می کند که ماهیت آن شبیه به نور است

در جهان ما همه نور ها از خورشید سرچشمه می گیرند خورشید منبع همه انرژی ها ونیروها است خورشید منبع نور حرارت وحرکت دراین سیاره میباشد نور انرژی تابان است

جهان قابل رویت در سطح فیزیکی از طریق قوای کیهانی نور فرم و ارتعاشات ابراز وجود می کند برای استفاده بیشتر بهتر است که خوانندگان این مراکز را به خاطر بسپارند پایه درمان براین سوال است که برخی از عکس العمل های مولکولی در اعضاء با میانجیگری نور انجام میشود

نور نیرویی در خارج از وجود ما نیست نور به درون هر سلول " عصب وبافتی از بدن وارد میشود اشعه های نور سفید رل اساسی را در عملکرد واحساس سلامتی جسم درونی بعهده دارند

اصول سری نور ورنگ را به عوام یاد نمی داده اند بلکه بر آنها بر حسب ظرفیتشان اطلاعات ودانش لازم داده می شده است

نیروهای روحانی هستند که از نور سفید سرچشمه میگیرند این اشعه ها نه تنها در سطح کره زمین بلکه در بالا و وراء آن نیز به طور دایم در ارتعاشند وبه صورت انرژی پایان نا پذیر اطراف کره زمین را محاصره کرده اند هر انسان تحت تاثیر طیف رنگی خاصی به دنیا آمده است و تحت تاثیر طیف های فرعی دیگری نیز قرار دارد در اینجا باید یادآوری نمایم که ما بطور دایمی توسط رنگها و نورها محاصره شده ایم و رنگ انرژی کیهانی ونیروی شگفت آور حیاتی میباشد رنگ از وراء ما در درون ما در هر یک از اعصاب و سلول ها وغدد و عضلات ما اثر میگذارد در اورای ما میدرخشد واز محیط بر ما پرتو افشانی میکند  خلاصه اینکه رنگ روحانی است برخی از رنگها حرارتی وبرخی سرد یا الکتریکی خوانده میشوند

از تجزیه نور سفید سه رنگ اصلی قرمز وزرد وآبی پدیدارمیشود

این سه رنگ با سه عنصر اصلی هیدروژن وکربن واکسیژن در ارتباط اند این نیروی سه گانه مستقیما برروی روشد وپرورش فیزیکی وذهنی وروحانی ما اثر میگذارد

نورآبی خنک کننده است وبا مرکز روحانیت که در سر انسان قرار دارد در ارتباط میباشد ودر درون فرد دانش مربوط به الهیت را که ذاتی بشر است بیدار مینماید

نور زرد از طریق مغز موجب تحرک رشد ذهنی میشود

نور قرمز حرارتی است که از طریق تنفس وارد شده وسیله پرورش جسم فیزیکی را فراهم میسازد

اگر آبی در هماهنگی با زرد و قرمز باشد صلح وتعادل درجسم وذهن بر قرار میشود

از اختلاط قرمز وزرد نارنجی به وجود می آید

از اختلاط زرد و آبی  سبز به وجود می آید

از اختلاط قرمز و آبی   بنفش به وجود می آید

از اختلاط نارنجی سبز آبی و ارغوانی وبنفش  نیلی به وجود می آید

 

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 1:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389

ماه تولد

قانون عشق: در قانون عشق آمده است که ما باید بدهیم و ببخشیم بی آنکه در عوض چیزی حتی یک تشکر ساده بگیریم کار پلیدی که انجام دهید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد

چگونه می توان راز های ابدی خداوند را کشف کرد ؟ زمانی که انسان مشتاقانه به جستجوی گشودن آنها باشد و به فعالیت خود در زمینه یا فتن آنها ادامه دهد

سوال های کلیدی که در انسان انگیزه به وجود می آورد

چگونه می توان به تحول درونی دست پیدا کرد ؟ تصمیم گیری های خوب چه پیامدهای دارد؟

تصمیم گیری های بد چه پیامد های دارد؟

تمام صحبت های انسان باید بر پایه صداقت باشد دیدگاه باید نسبت به کار و در آمد عوض شود صحبت های که دیگران در مورد کار به ما گفته اند چه بوده است چرا من در زندگی بیرون پیشرفت نکرده ام ؟

زندگی را باید چگونه ساخت آیا منطق می گوید که ما باید فقیرانه زندگی کنیم افکار سنتی می گویند که خداوند خواسته که اینگونه شود به راستی خداوند انسان را برای چه آفریده است در جواب می شود گفت که خدا انسان را آفریده است که روی زمین زندگی کند و تمامی نعمت های را که آفرید برای آسایش او آفریده است چگونه انسان می تواند از نعمت های خداوند بهره برداری نماید ؟ از زمان قدیم تا زمان حال چقدر تغییرات به وجود آمده است آیا افکارمان باید مثل قدیم باشد در ۲۰ سال آینده چه اتفاقی قرار است برای ما بیفتد؟ نحوه نامه نگاری در قدیم توسط اسب و سوار کارش بوده است ولی حالا چی پس چرا بعضی از انسانها هنوز مثل قدیم فکر می کنند و نمیخواهند تغییرات را بپذیرند و خود و نسل خود را در بحرانی عظیم گرفتار کرده اند گناه آن نسل چه بوده است؟به نظر شما چگونه این تغییرات به وجود آمده است؟ در جواب باید بگویم که چون انسان فکر کرده است و آنها را به وجود آورده است

ماموریت انسان در روی زمین چیست ؟ چرا انسان ها بی تفاوت به یکدیگر هستند نباید اینگونه باشد

طرز فکر شما چگونه است آیا از افکار و فکر خود استفاده می کنید راستی رنج بردن ایرانیان می دانید از چیست؟ به خاطر فقر اطلاعات است و بی اطلاعی از آن نداشتن اطلاعات برابر است با محکوم شدن

از دنیای اطراف خود چه چیزی فهمیده اید راجع علم و تکنولوژی چه اطلاعاتی دارید انسان باید تغییر پذیر باشد چرا از تغییرات فراری هستید ؟ چرا خود را ضعیف و ناتوان میبینید؟ اگر ترس از شکست داشته باشید هیچ وقت رشد می کنید چرا انسانها حاضر نیستند حرکتی داشته باشند و به فکر خود و آینده فرزندانشان باشند به راستی معنای زندگی واقعی چیست سعی کنید همیشه احساس وجود داشتن داشته باشید یا احساس بودن و همیشه حرفی برای زدن داشته باشید باید با شناخت و اعتقاد کار کنید انسانهای در زندگی رشد دارند و موفق هستند که هدف داشته باشند انسان ها باید همیشه هدف داشته باشند و تلاش کنند برای رسیدن به آن هر پدیده ای که وارد کشور عزیزمان ایران می شود اول کار با مخالفت های روبه رو می شود به خاطر اینکه از آن پدیده اطلاعات لازم را ندارند و نحوه استفاده از آن را بلد نیستند این را بدانید که سوء استفاده کردن دیگران از هر چیزی دلیل بد بودن آن چیز نمیشود

انسان یک نماینده است از طرف خداوند بر روی زمین و باید وظایف خود را شناسایی کند هرگز نمی توان با انسانهای حقیر کار های بزرگ انجام داد سعی کنید بفهمید که شما بر روی افراد نفوذ مثبت دارید یا منفی برای موفق شدن باید تمام جوانب را در نظر بگیریدو سعی کنید که به کار مسلط باشید تمرکز بر روی هر کاری باعث موفقیت آن می شود باید یاد بگیریم تمرکز داشته باشیم

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 20:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389

عکس سنگ های درمانی

سنگ دلربا

سنگ گارنت

سنگ جیلاجورد

زبرجد

اتریش کریستال

یاقوت ارغوانیهماتیتمرجان

 

 

مالاکیت

 

 

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 20:46 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم اسفند 1389

ماساژ و ماهیت انرژی و تفکر مثبت

                 ماساژ چیست؟

از نظر من ارسال نوعی احساس مثبت است که باعث درمان و با یک سری حرکات دست آمیخته می شود و تمام انرژی منفی شخص را دفع می کند و باعث می شود آرامش کاملی بر شخص حکم فرما شود در این عمل شخص به خواب عمیقی فرو می رود که زمان آن ۵ الی ۴۵ دقیقه می باشد که در آن خواب که معروف به خواب آرامش است تمام انرژی منفی شخص از طریق روزنه های بدن دفع می شود و بعد از این عمل استفاده از روغن های گیاهی باعث می شود که درد خارج شدن انرژی منفی از بدن شخص آرام گیرد و موجب ناراحتی شخص نشود حرکاتی که ماساژور انجام می دهد باید در نهایت دقت و آرامش باشد و مهمترین مسئله در این زمینه این است که ماساژور باید از قدرت ایمان بالایی برخوردار باشد تا بتواند به کمک عقل آن درمان لازم را انجام دهد در حین کار ماساژور به هیچ گونه فکر کاذبی نباید توجه کند و فقط در مغز آن باید پدیده درمان موج بزند و تمام فضای مغز خود را اختصاص به این کار بدهد تا زمان ۱ ساعت ماساژور از لحاظ جسمی هم فوق العاده قوی باید باشد زیرا در این زمان ۱ ساعت انرژی زیادی باید مصرف نمایدتا بیمار خود را درمان کند اگر اینگونه نباشد موجب بهبودی بیمار که نمیشود و بعضی اوقات شاید موجب از کار انداختی یکی از اعضای بدن بیمار هم بشود و یا باعث به وجود آوردن شوک های از قبیل سکته قلبی و یا سکته مغزی شود ماساژور باید با مسیر عبور رگهای بدن آشنایی داشته باشد و قدرت این را داشته باشد که اکثر رگهای اصلی بدن را شناسایی کند اکثر کسانی که نظام باورها و اعتقادات آنها غلط باشد به هیچ عنوان این حرفه را یاد نمی گیرنندتا زمانی که آن نظام ها و اعتقادات را دور بریزند و نوعی خود سازی شروع کنند تا زمانی که کامل شوند و شروع به درمان کنند این درمان یکی از بهترین درمانها است که در کمترین زمان لازم بیمار را روبه بهبود می کشاند و انرژی لازم برای زندگی را به او اعطاء می کند البته بستگی به نوع نگرشی دارد که بیمار در این زمینه باید داشته باشد

محیطی که شما برای ماساژ در نظر می گیرید باید دارای خصوصیات زیر باشد

۱ اتاقی با پوشش کامل   ۲ هوای یکسان باید انتخاب کنید چون آمدن هوای کاذب موجب گرفتگی عضلات می شود   ۳ تشکی نرم و راحت  ۴ استفاده از پارچه های تمیز در حین کار  ۵ رعایت اصول بهداشتی فرد  ۶ استفاده از روغن گیاهی 

 

ماهیت انرژی مثبت چیست؟

در اطراف کل موجودات هاله ای از انرژی وجود دارد که موجب جذب اشیا و افراد میشود.اشیا قادر به کنترل این هاله و انرژی نیستنددر حالیکه انسان هم می تواندآنرا کنترل کند و هم می تواند با آن بر دیگران اثر گذارد.به همین دلیل است که روانشناسان تأکید دارند همواره مثبت فکر کنید و نسبت به دیگران نیز خوش بین باشید و حتی به شوخی افکار منفی را به یکدیگر منتقل نکنید.

 

تفکر مثبت

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که این خود ما هستیم که از طریق بسیاری از اعمالی که انجام می دهیم یا اندیشه هایی که می کنیم و حرف هایی که بر زبان می آوریم ، مجازاتها و تنبیهات خود را تعیین و مشخص می کنیم.

یعنی اگر تفکرات و اندیشه های ما مثبت باشند ما انرژی مثبت موجود در پیرامونمان را به خود جذب می کنیم و اگر تفکرات و اندیشه ای ما منفی باشند ، به تناسب انرژی منفی موجود در ژیرامونمان را جذب می کنیم.راستی انرژی مثبت چیست؟

 

انرژی مثبت اساساً همان چیزی است که در ذهن خود تصوری درست از آن داریم؛ یعنی همان نور- خوبی - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - امیدواری و...


و به همان اندازه انرژی منفی همان چیزی است که در ذهن خود تصویری درست از آن نداریم؛ تاریکی و ظلمت ونفرت(که مهمترین سلاح برای شیطان به شمار می رود) بد جنسی ،شرارت، رذالت ،بی صبری، خود خواهی ،تعصب، نا امیدی و یاس و اندوه  . Image


این دو انرژی مثبت و منفی در مخالفت از همدیگر فعالیت می کنند و ضد یکدیگر و زمانی ما بتوانیم این انرژی ها را در درونمان،آرام سازیم و بر آنها تسلط یابیم بی درنگ خدمتگذار ما می شوند. هر چیز مثبت ، مثبت خود را جذب می کند و هر چیز منفی ، منفی خود را .

 

نور در جستجوی نور است و ظلمت شیفته ظلمت پس چنانچه ما کاملاً مثبت یا کاملاً منفی بشویم کم کم به سراغ اشخاصی می رویم و جذب می شویم که مانند خود ما هستند. اما نباید فراموش کرد که ما خود مثبت و یا منفی را انتخاب می کنیم . صرفاً با تفکر اندیشه های مثبت و بیان مطالب خوب و مثبت قادر می شویم انرژی مثبت را به خود جذب کنیم . زیرا انسان با بیان مطالبی ، قادر است میدان انرژی اطراف بدنش را تحت تأثیر قرار دهد .

زیرا قدرتی عظیم در افکار و اندیشه های ما نهفته است و این خود ما هستیم که محیط اطرافمان را با افکاری که در ذهن داریم ، می آفرینیم .


روح قدرتی عظیم برای کنترل ذهن دارد و ذهن نیز بر جسم تسلط دارد و زمانیکه ذهن و فکر ما منفی باشد ، انرژی منفی اطراف را جذب کرده و باعث ضعف تدریجی سیستم دفاعی بدن شده و کالبد فیزیکی یارای مقاومت و مصونیت از بیماریها و امراض را ندارد و این زمانی پیش از پیش صادق است که افکار ما (منفی) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نیازها و مشکلات دیگران اهمیتی ندهد .

حال آنکه اگر به فکر خدمت به دیگران باشد می تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نیروی ایمان که مانند کشت گیاهان است و داشتن این تصور که اگر خوبی کنیم ، خوبی دریافت می کنیم و اگر بدی کنیم ، بدی دریافت می کنیم و اینکه با داشتن تفکر مثبت و بیان جملات و واژه هایی هر چند ساده که قادرند یکی از دو نوع انرژی مثبت و یا منفی را جذب کنند ، باورمان نمی شود که این خود ما هستیم که می توانیم راهرویی پیچ در پیچ از ناامیدی و اندوه خود بیافزاییم .

 

به همان اندازه ما می توانیم جاده ای عریض و پهن و دلپذیر از تحقق یافتن تمام آرزوها و امیدهایمان و سعادت و نیکبختی مان ، پدید بیاوریم.


حقیقت این است که اندیشه های ما ، از قدرتی خارق العاده برخوردارند. مثـبت انـدیشی بـه هـمراه خـود صـلح، آرامــش، موفقیت، بـهبود در روابـط، و سلامت جسمی را به دنبال دارد. با اتکا به تفکرات مثبت کارهای روزمره را راحت تر میتوان به پایان رسـاند، زنـدگی روشـنی در انتـظارتان خواهد بود، و نهایتاً شادی و رضایت بیشتری پیش رویتان قرار خواهد گرفت.

 

مثبت اندیشی فـرآینـدی همه گیر است. افرادی که در کنار شما هستـند از تـفـکرات و حـالات درونـی شـما تـاثیر میپـذیرنـد. سعی کنید تا جایی که می توانید به خوشحالی،مـوفـقـیت، و سلامت فکر کنید. با چنین طرز تفکری دیگران تمایل پیدا می کنند تا شما را در کارهایتان یاری کنند. آنها از امواج مثبتی که شما از خود ساطع می کنید به شدت لذت می برند.

 

به منظور بهره گیری تمام و کمال از انرژی مثبت درونی، شما ملزم هستید تا تغییراتی را در درون خود ایجاد کنید. باید با دیدی مثبت به زندگی نگاه کنید، نتیجه موفقیت آمیز تمام تلاش های خود را از ابتدا در ذهنتان مجسم کنید؛ همچنین از هر گونه اقدام لازمی برای تثبیت موفقیتتان مضایقه نکنید.

 

مثبت گرایی موثر

چنین طرز فکری خیلی بیشتر از تکرار چند جمله مثبت و یا اینکه دائماً به خودتان تلقین کنید همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، می باشد. باید طرز فکر و نگرش خود را به طور کلی تغییر دهید و در عمیق ترین لایه های مغزی خود، انرژی مثبت را جای دهید.

مثبت اندیشی موقتی آن هم تنها برای چند لحظه کوتاه، چیزی عایدتان نخواهد کرد. باید ترس های خود را کنار بگذارید و سست ارادگی و بی عقیدگی را از خود دور کنید. همانطور که پیش تر نیز بدان اشاره شد، کمی تلاش و اقدام موثر درونی در این زمینه از ملزومات قضییه به شمار می رود.

 

آیا به راستی قصد دارید که در درون خود یک تغییر بنیادین ایجاد کنید؟ آیا قصد دارید که روش اندیشیدن خود را تغییر دهید؟ آیا دوست دارید صاحب قدرتی ذهنی شوید و با استفاده از آن تاثیر مثبتی بر روی خود، اطرافیان و محیط پیرامونتان بگذارید؟

 

در این قسمت نکاتی ارائه شده که با استفاده از آن به راحتی می توانید قدرت مثبت اندیشی را در خود افزایش دهید:

در مکالمه های درونی فقط از عبارات مثبت استفاده کنید. از لغاتی نظیر: "من میتوانم"،  "من قادر هستم"، "چنین چیزی ممکن است"، و "از عهده انجام آن بر می آیم" استفاده کنید.

 

همواره شادی، قدرت و موفقیت را در وجود خود زنده نگه دارید.

 

از افکار منفی به شدت دوری کنید. با حفظ آرامش، ذهن خود را از منفی گرایی منحرف سازید و آنها را با افکار سازنده و شادی بخش جایگزین سازید.

 

در هنگام صحبت کردن با دیگران از لغاتی استفاده کنید که حس احترام، شادی و موفقیت را در آنها زنده کند.

 

پیش از اینکه هر یک از پروژه های خود را عملی کنید، نتیجه موفقیت بخش آن را در ذهن خود مجسم کنید، اگر این کار را با تمرکز و ایمان کامل انجام دهید، مطمئناً از نتیجه بدست آمده شگفت زده خواهید شد.

سعی کنید حداقل روزی یکبار یک صفحه از اشعار امید بخش ادبی را مطالعه کنید.

فیلم و سریال هایی را تماشا کنید که باعث ایجاد خوشحالی در شما می شوند.

اخبار نگاه کنید و روزنامه بخوانید، اما این کار را کاملاً بیطرفانه و بدون جانبداری از فرد یا گروه خاصی انجام دهید.

با افرادی معاشرت کنید که خودشان منشا نیروهای مثبت هستند.

هنگام نشستن و یا راه رفتن کمر خود را راست نگه دارید، این امر توانایی های ذاتی و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد.

پیاده روی کنید، شنا کنید و یا ورزش های دیگری انجام دهید. این امر حس مثبت گرایی را در وجود شما زنده نگه می دارد.

 

فقط مثبت فکر کنید و در افکار خود تنها نتایج مثبت را مورد محاسبه قرار دهید. اگر در حال حاضر زندگی بر وفق مراد شما نیست، مطمئن باشید که با مثبت اندیشی میتوانید همه چیز را تغییر دهید.

 

 

انرژی چیست و چرا بر روی مراکز انرژی ما(چاکراها) تاثیر می گذارد   

نور خورشید یکی از منابع مهم است که گرما ، نور و انرژی را به اطراف می دهد.نور خورشید نه تنها زندگی بر روی زمین را حفظ می کند بلکه خود زمین را نیز حفظ می کند.خورشید به گیاهان انرژی می دهد و به فتوسنتز آنها کمک می کند که این عمل باعث حفظ زندگی همه انسانها و حیوانات می شود.

نور خورشید انرژی از نوع اشعه الکترومغناطیس دارد و قسمتی از این انرژی شامل اشعه های کیهانی ، اشعه گاما، اشعه X ، اشعه هایی که با چشم دیده می شود،اشعه مادون قرمز و امواج بلند و کوتاه می باشد.ما در زندگی روزانه از بسیاری از این انرژیها استفاده می کنیم .البته صحبت ما بر سر اشعه هایی که دیده نمی شوند نیست.

منظور ما استفاده از انرژی اشعه های قابل رویت می باشد.ما به آنها بعنوان اشعه های قابل رویت می نگریم زیرا همه انرژیهایی که در بالا به آنها اشاره شد را می توانیم بصورت نور ببینیم.با قرار دادن منشوری در مقابل نور خورشید ما می توانیم نور را در هفت طیف نوری با رنگهای مختلف ببینیم. این هفت رنگ عبارتند از: قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی، آبی نیلی و بنفش. ما می توانیم این رنگها را در رنگین کمان ، قطره باران ، شبنم و حتی در دانه برف نیز مشاهده نماییم. Image

 

● نور و رنگ دو عنصر جدا ناپذیر

هر رنگی در نور مرئی دارای طول موج و فرکانسهای مختلفی است که بصورتهای مختلفی بر ما اثر می گذارند.رنگ قرمز بلندترین طول موج و کم ترین فرکانس را دارد که ما آن را بصورت گرما و تحریک شدن تشخیص می دهیم در حالیکه رنگ بنفش کوتاهترین طول موج و سریعترین فرکانس را داردکه ما آن را از طریق انرژی موجود در این رنگ که سرما و آرامش دهنده است تشخیص می دهیم.ما نور و رنگ را از طریق چشم خود بوسیله تحریک شبکیه چشم و سلولهای آن بدست می آوریم.


این پالسها که از طریق غده هیپوفیز مغز به اعصاب بینایی می رسد، غده های دیگر و ترشح هورمونهای آنها را در بقیه قسمتهای بدن تحریک می کنند.

بسیاری از فعالیتهای بدن بویسله نور و رنگهای مختلف آن تحریک می شود و بدینسان سیستمهای چاکرا را تحت تاثیر قرار می دهند. همانطور که نور و رنگهای آن بصورت فیزیکی بر روی غدد و هورمونها تاثیر می گذارد ، تاثیر مشخصی نیز بر روی احساسات و حالتهای ما می گذارد.امروزه این نظریه را که رنگهای خاصی می توانند به ذهن آرامش دهند در صورتیکه بقیه آنها فعالیتهای ذهنی را تحریک می کنند توسط علم تایید شده است.


ما برای تقویت و تغذیه مغز احساسات و فعالیتهای بدنی و همچنین مراکز انرژی بدنمان به نور احتیاج داریم.نور می تواند از پوست و نفس وارد بدن ما شود. همچنین می توانیم انرژی رنگها را از طریق غذاهای رنگی ، ویتامینها ، گیاهان سنتی ، گیاهان معطر ، صداها ، مواد معدنی ، لباس، دکوراسیون و چیزهای دیگر بدست بیاوریم.

 

(راههایی برای انرژی بخشیدن به چاکراها)

● اهمیت سیستم چاکرا

در واقع درباره روان انسان و سیستم پیچیده آن بسیار کم می دانیم ، اگرچه علم پزشکی مواد سمی (افکار منفی،بالابودن موادشیمیایی در غذای ما و عوامل محیطی) را که بدن ما را تحت تاثیر قرار می دهند اثبات کرده اند.آلودگی دائمی می تواند باعث عدم توازن در چاکراها شود که از نظر فیزیکی ما را تحت تاثیر قرار می دهند .


دلیل اینکه طب سنتی در این زمان نمی تواند بیماریها را کاملاً درمان کند این است که سلامتی بستگی به فرد دارد که چگونه سلامتی خود را بهبود بخشد.همچنین بهتر است این تفکر را در خود تقویت کنیم که ما خود بهترین دکتر برای سلامتی خود هستیم.پس با شناخت سیستم چاکرا بهتر می توانیم به بهبود خود و زندگیمان کمک کنیم.


فایده آشنا شدن و اطلاع پیدا کردن از سیستم چاکرا در این است که کل (جسم،ذهن و روح در توازن) را بشناسیم و بدانیم که وقتی همه هفت چاکرا(انرژی درونی) در پیوستگی با هم باشند شما هیچ مشکلی نخواهید داشت.بعنوان مثال اگر قسمت ذهنی شما قدرتمند باشدو همچنین قسمتهای فیزیکی و احساسی شما در بهترین شرایط باشند شما در بهترین وضعیت خود قرار دارید.


امروزه ما در دوران سرعت زندگی می کنیم و بدن را فراموش کرده ایم.به عدم وابستگی تکیه کرده ایم و خیلی کم به وابستگی می پردازیم.مراکز انرژی ما برای حفظ توازن و تعادل به یکدیگر وابسته اند.


بنابر این با شناخت کامل چاکراها می توانید بر روی زندگی خود کنترل داشته باشید. هیچ کسی جز شما مسئول سلامتی شما نیست.


تنها ذهن شما نمی تواند همه چیز را پرورش دهد، حتی رژیم غذایی مناسب نیز نمی تواند مشکلات شما را حل کند . این مهم است که خود را بصورت کامل بشناسید تا بتوانید خود را اداره کنید.


اگر در هر قسمت اختلالی بوجود بیاید در چاکرای ما نشان داده می شود. هر کدام از این هفت چاکرای اصلی عملکرد و بینش ذاتی خود را دارد.همانطور که اندام شما بصورت اتوماتیک عمل می کند ، مراکز انرژی نیز بصورت خودکار کار می کنند. 

 

عکس های جالب و دیدنی ماه و خورشید - www.pixnaz.ir

عکس های جالب و دیدنی ماه و خورشید - www.pixnaz.ir

 اهمیت و آداب غذا خوردن مهم است

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 1:9 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم اسفند 1389

عکس تاج

 

     درزمان قدیم شاهان این گونه انرژی لازم را دریافت میکردند                                                                                                                                     

                

 عکس های جواهرات قیمتیعکس های فانتزی زیبا و خیالی  ازنیروی ناشناخته تله پاتی چه میدانید؟ تسلط بر افکار

فقط با نگاه كردن افكار خود را به ديگران انتقال دهيد

نیروی ناشناخته تله پاتی تسلط بر افکار دیگران 

تله پاتي :نيروي ناشناخته

فقط با نگاه كردن افكار خود

 را به ديگران انتقال دهيد

كاري كنيد كه ديگران همانطور كه دوست داريد فكر كنند

با استفاده از تله پاتي ديگران را محو خود كنيد!!!

تمام اتفاقات همانطور كه

 شما دوست داريد صورت مي گيرد

همراه كتاب دنياي ناشناخته

نیروی ناشناخته تله پاتی تسلط بر افکار دیگران

كاري كنيد تا طرف مقابلتان

 به صورت ناخود آگاه حرفي را بزند كه شما دوست داريد

فقط كافي است با نيروي قدرتمند تله پاتي آشنا شويد

نیروی ناشناخته تله پاتی تسلط بر افکار دیگران

تله پاتي يا انتقال فكر

افكار ديگران را به روش كاملا علمي بخوانيد

چه چيزي درباره اين نيروي ناشناخته مي دانيد ؟!

نیروی ناشناخته تله پاتی تسلط بر افکار دیگران

افكارتان را به ديگران انتقال دهيد

از طريق تله پاتي فقط به ذهن ديگران راه يابيد

 اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کائنات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند.

اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد .

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 20:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

عقل

                                                         عقل             

در این موضوع به یکی از اساسی ترین مولفه های پنهان انسان یعنی عقل می رسیم عقل یکی از مهمترین و سرنوشت ساز ترین مسائلی است که ما بایستی در تمام مسیر خود که آغاز و پایان مشخصی ندارد به فرمان آن یعنی به فرمان عقل برسیم واقعا چقدر راه دشوار و صعب العبور و در عین حال شیرینی دارد تا به فرمان عقل نزذیک شویم عقل کل مانند خورشیدی است که به تمامی هستی و نیستی می تابد و ما همه موجودات و انسانها بسان خانه هایی هستیم که از یک روزنه نور وارد آن می شود البته این روزنه به صورت خودکار عمل می کند به عبارتی هر چه ما به طرف ارزشها یا روشنایی ها حرکت نماییم این روزنه بزرگتر می شود در نتیجه عقل بیشتر وارد خانه ما می شود و هر چه به طرف ضد ارزشها یا تاریکی ها حرکت نماییم این روزنه تنگتر می شود عقل از موادی تشکیل شده که ما هنوز ذره ای از آن را لمس نکرده ایم و عقل هر چه باشد از پوست و استخوان و گوشت نیست برای همین موضوع است که فنا ناپذیر است چون با مرگ از بین نمی رود ممکن است گفته شود پس مغز چی ؟ مغز جایگاهی است یا وسیله ای است یا بهتر بگوییم مترجمی است برای عقل همان طور که زبان وسیله یا ابزاری ست برای چشیدن بگذریم عقل در کیهان یا در کشور وجودی ما و یا جسم و روان ما در حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ است که نشان از قدرت مافوق دارد و یا به عبارت دیگر سخن فراایزدی دارد اجرای کلیه فرامین این فرمانروای بزرگ یا همان عقل ما را به راه مستقیم و رسیدن به هدف والای انسانی و جایگاهی تعیین شده هدایت می نماید تا به جایگاهی برسیم و بگوییم شو  میشود  به عبارتی هر چه فرمان بدهیم همان اجرا می شود عقل با وجود اینکه یکی از نیروهای پنهان انسان است ولی ما به راحتی می توانیم آن را حس کنیم و صدای او را بشنویم اگر می خواهید همین الان صدای عقل را بشنوید در یک لحظه تصمیم بگیرید که یک سیلی محکم به صورت خود بزنید بلافاصله یک صدایی در درون خودمان به ما پاسخ می دهد مگر خل شدی دیوانه ؟حالا حتما می دانیم این صدای کیست بله این صدای عقل است ممکن است بلافاصله صدای دیگری در درون ما بگوید برای خنده هم که شده بزن به چه میخندد حتما می دانیم این صدای نفس امر کننده است یا نفس اماره که می خواهد ما را مورد تمسخر دیگران قرار دهدتا بگوید تو هنوز یک جاهل بیش نیستی و اگر ما تصمیم گرفتیم کار اشتباهی را انجام ندهیم به ما می گوید همین یک بار انجام بده قول می دهم کسی نفهمد و بلافاصله انواع و اقسام فیلم های هوس انگیز که نشان دهنده تصویرهای شادی آفرین است را در ذهن ما به وجود می آورد حتما حالا دیگر متوجه شدید که اولین صدا عقل است و دومین صدا نفس امر کننده اکنون متوجه شدیم که مشکل اساسی و قسمتی از نبرد درون همینجاست چون در مقابل این فرمانروای عادل نیروی فوق العاده قوی و زیرکی وجود دارد که نمی گذارد مابه فرامین فرمانروا یا عقل توجه نماییم و اسم این نیرو را حالا خوب می دانیم نفس امر کننده است اکنون شهر درونی و برونی خود را تشبیه به یک سرزمینی می کنیم و برای سلولهای جسم خود عقل و نفس و سایر نیروها شخصیت هایی را خلق می کنیم تا موضوع روشنتر شود در این سرزمین همه نوع انسانی یافت می شود اقوام وحشی و انسانهای فاسد و انسانهای صالح و پیشرفته در این سرزمین شورایی وجود دارد که بزرگان تمام اقوام در آن جمع شده اند در این شورا کلیه خواسته های مردم و تصمیماتی که گرفته می شود به عرض حاکم فرمانروا می رسد و اگر فرمانروا آن را درست تشخیص داد فرمان صادر می کند که به خواسته ها و تصمیمات عمل شود و بلافاصله دستورها انجام می شود تا زمانیکه این شوراها تصمیماتی منطقی و عقلانی بگیرند مشکلی ایجاد نمیشود ولی وقتی که شورا در اثر فشار روئسای قبایل وحشی و فاسدها و منحرفین تصمیماتی غیر منطقی بگیرد اوضاع تغییر می کند و فرمانروای بزرگ دستورات و فرامین را جهت اجرا کردن صادر نمیکنددر این مرحله که روئسای قبایل وحشی که دائما در پی غرایز حیوانی خود هستند با بعضی از سران فاسد در صدد حیله و تزویر و خیانت بر می آیند و ریاست خود را به نفس امر کننده می سپارند و سعی میکنند با انواع و اقسام حیله ها و وعده های فریبنده و نمایش انوع و اقسام فیلمهای هوس انگیز و تحریک کننده کاری که توسط ذهن انسان انجام می شود و مرتب تصویر میسازد و مجسم میکند و هزاران دلائل واهی و دروغین بقیه را با خود هماهنگ کنند و بر علیه فرمانروای لایق یک کودتای بی سر و صدا را به انجام برسانند در این شرایط فرمانروا عملا از قدرت کنار گذاشته میشود و در حاشیه قرار میگیرد و فقط گاهی دستوری میدهد و زمام امور در اختیار نفس امر کننده قرار میگیرد حال دیگر بگرد تا بگریدم کیف همه کوک و نان همه در روغن است و ساکنان این سرزمین بزرگ غرق در مستی و خوشی هستند و نمی دانند دارد چه آشی برایشان پخته میشود که یک وجب که چه عرض کنم ده وجب بدبختی رویش سوار است و به آرامی و اندک اندک انهدام شروع می شود و یا این سرزمین تا سرحد نابودی پیش میرود

عقل یعنی در عبارتی نهی کردن و منع کردن

خواسته از قسمت نفس صادر میشود فرمان اجرا را عقل میدهد و کارش بررسی ارزش ها و جوانب آن است عقل در زمانی اشتباه میکند که اطلاعات اشتباه به او بدهند مثل یک قاضی که اگر در زمان صادر کردن حکم اطلاعاتی اشتباه به او بدهند بی گناهی را گناه کار میکند و نفس اماره خواسته ها را استتار میکند و می فرستد به سوی عقل و او را فریب میدهد در این مابین به دانایی نیاز داریم در زندگی هر خواسته یا داشتن باید علت داشته باشد و بدون دلیل پوچ می باشد برای رسیدن به دانایی زمان و آموزش دو رکن اساسی آن میباشد دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته ها در هر فرم یا شکلی که هستند در اصول کائنات همه چیز تدریجی می باشد و بصورت سریع قابل اجرا نیست برای بدست آوردن دانایی هم باید به صورت پله پله و تدریجی حرکت نمود و با قصد و نیت ویا دلیل مشخص 

 18 مکان طبیعی کره زمین که شما در آنجا احساس کوچک بودن می‌کنید!! (+عکس)10 آبشار زیبا و چشم‌نواز جهان!! (تصویری)عکس‌های رویایی از مه!!



عقل و وحی در قرون وسطا  در ادامه مطالب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 22:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم اسفند 1389

اثرات وضو بر چاکرا

اثرات وضو بر چاکراها


اصولا" قبل از خواندن نماز وضو مي گيريم .قبل از انجام هر كاري توصيه شده كه بايد با وضو انجام گيرد. در زماني كه بدن انسان به هر دليل ناپاك مي گردد توصيه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانيم فلسفه غسل و وضو و خيلي از اعمال ديني را نمي دانيم و فقط طوطي وار انجام مي دهيم و بايد گفت که دانش و آگاهي نور است , حركت در شاهراه است كه در نهايت ، انسان را به سر منزل مقصود مي رساند.  بعلاوه دانش و آگاهي از چيزي مي تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزايش دهد و ديد انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسيعتر گرداند. بنابراين اگر وضو, نماز و ديگر اعمال را با دانش و تدبير انجام دهيم , به نور مي رسيم .


بايد ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احاديث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبيت , دل پيچه و غيرو وضو بگيريد . دليل آن چه مي تواند باشد ؟

چرا در وضو مردان بايد از پشت آرنج آب بريزند ولي خانمها بايد از قسمت تاي دست (جلو) اينكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنيم؟ فلسفه سجده چيست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمي جلوتر از حالت عادي قرار دهيم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چيست و هزاران سوال ديگر كه يك مسلمان موظف به دانستن آن است

اكنون بايد گفت كه وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنم :

" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالاييي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند .

و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود.

تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم  شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ".

هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان   دربالاي سر هر انسان  مشاهده شده  و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و همانطور كه مي دانيم اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست.



در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاسرارا بيشتر باز باشد  ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده  و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد.

كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي) .

حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي  را در خود دارد . انرژي هاي اضافي كه ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه با ر پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن از ساير جاها بيشتر است.

با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي گرم استفاده كنيم بهتر است علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدليل فاصله بيشتر بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد).

در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگرآب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خاجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها).

حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد .

در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :

1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.


2-اين : بمعني "فقدان روشنايي "  و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه  , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.


3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.


در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .

مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا  تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.

تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد.

فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراكه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.




سجده ، مصونیت از بیماری

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد سجده در نماز بسياري از بيماري‌ها مثل سردرد ، گرفتگي‌هاي عضلاني، تورم گردن، خستگي، کم هوشي و بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي را از بين مي‌برد‌.

پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد موجهاي الکتريکي براي جسم انسان ضروري است. عجيب اينکه بهترين راه براي خالي کردن بارهاي الکتريکي زماني است که انسان رو به قبله و در حالت سجده باشد. رو کردن به سوي مکه مکرمه (قبله) ، بهترين حالت خالي شدن بارهاي الکتريکي است ، زيرا سجده انسان را از بيماري مصون مي‌دارد.

علاوه بر اجر و ثواب، صحت و يکي از لطف و کرامتهاي خداوند به بندگانش اين است که در اداي نماز ، سلامتي نيز مي‌دهد.

بدين خاطر است که وقتي قلب انسان از حرکت مي‌ايستد با چند شوک الکتريکي با اذن و اراده خداوند ، قلب دوباره به کار مي‌افتد و زندگي مجدداً شروع مي‌شود. اما هرگاه اين بارهاي الکتريکي در بدن زياد شود براي بدن انسان مضر خواهد بود. بر انسان لازم است که اين بارهاي الکتريکي را از بدن خود خارج کند. انسان بارهاي الکتريکي زائد را ، به خصوص در عصر حاضر که بدن وي در محاصره امواج مختلف الکتريکي و الكترومغناطيسي است، احساس مي‎کند.

بهترين راه خالي کردن بدن از اين بارهاي الکتريکي خارج کردن آن بدور از داروها و آرامش بخشهاي شيميائي و عوارض جانبي آنهاست. سجده بارهاي الکتريکي را از بدن خارج مي‎کند. در اين مطالعات به اين نتيجه رسيده‌اند که انسان در حالت سجده ، در تماس با زمين تمام بار الکتريکي زائد بدنش خارج مي‌شود. زيرا در سجده هفت عضو انسان با زمين در تماس مستقيم قرار مي‌گيرد.

پيامبر(ص) نيز در مورد سجده فرموده‌اند: امر شده‎ام به سجده کردن بر هفت عضو ؛ پيشاني، دو دست، دوپا و دو زانو.
بارهاي الکتريکي به آساني از اين هفت عضو به زمين دفع مي‌شوند و بدين خاطر انسان از بيماريهايي همچون سردرد و گرفتگي عضلات رهايي مي‎يابد.

تاثير نماز بر آرامش عضلات

گروهي از نويسندگان مسلمان، كوشيده‌اند، در حركات حين نماز اعم از قيام و قنوت و ركوع و سجود جنبه‌هايي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمش‌هاي متداول ديگر كه منجر به استراحت و آمادگي عضلاني مي‌شوند، مقايسه كنند. اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز، از دريچه ديگري است.

دانش پزشكي امروزه، به اثبات رسانده است كه اگر شخصي در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود ساعت 5 صبح از خواب بيدار شود (يعني حدود 7 ساعت خواب) در ساعت حدود 1 بامداد، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مرفين كه به عنوان گروهي اندورفين‌ها و آنگفالين‌ها نامگذاري شده‌اند، ترشح مي‌شوند كه اين مواد اثر مستقيم بر روي قسمتهاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي و ريلكس شدن عضلات، در طول روز آينده براي فرد مي‌شوند .

اما چنانچه شخص در ساعت حدود 12 شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت 10 صبح از خواب برخيزد (يعني حدود 10 ساعت خواب) اندروفين‌ها و آنكفالين‌ها برخلاف حالت گذشته افزايش ترشح كافي پيدا نمي‌كنند و در نتيجه اين امر، سبب مي‌شود با اين كه اين شخص حدود 3 ساعت بيشتر از شخص قبلي خوابيده است، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهره‌مند نشود.

و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند و مثلاً تا ساعت 10 صبح طول بكشد، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن بيشتر خواهد بود .

و اما فريضه نماز با اثر درخشان و بي‌نظيري كه در ايجاد بهداشت خواب دارد ، در اين مورد نيز نقش بسيار موثري ايفا مي‌كند. چرا كه نماز صبح ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحرخيزي، انسان را خود به خود به سوي يك آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي درون‌زا ، سوق مي‌دهد.

بزرگان عرصه علم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) نيز برنامه زندگي خود را بر مبناي خوابيدن در ساعت حدود 10 شب و برخاستن از خواب، حدود نيم ساعت قبل از اذان تنظيم كرده بودند ، تا از مواهب خدادادي و بي حد و حصر نماز، حداكثر فيض و بهره را ببرند

نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 8:32 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اسفند 1389

کودک درون و هاله و هیپتونیزم

کودک درون


کودک درون، خردسال پنهان ماست که نیاز به مراقبت و محبت دارد و با برآورده شدن این نیازاو ، استرس و غم  درون ما کاهش می یابد.

در مقاله قبل به توضیح در باره شیوه های عملکرد افراد در سه سطح والد، بالغ، و کودک پرداختیم، ویزگی های کودک درون و نیاز های او را بررسی کردیم و طریقه شناخت آن را در مواقع مختلف زندگی ذکر نمودیم. در ادامه چگونگی مراقبت و پرورش مناسب او را شرح می دهیم.


کودک درونتان علاقه‌مند به شنیدن چه چیزهایی است؟

او مایل است که به او بگویید:

دوستت دارم، مواظبت هستم و تو را همان‌طور که هستی می‌پذیرم، از این که تو را دارم بسیار مغرور و مفتخرم، تو همه چیزی هستی که دارم، تو بسیار زیبا و جذاب هستی عزیزم، تو هنرمند و خلاقی، تو تواتمند و پرتلاشی

متاسفم از اینکه به تو آسیب رساندم، متاسفم از اینکه فراموشت کردم، متاسفم از اینکه تو را به عنوان یک کودک آن‌طور که بودی نپذیرفتم و انتظار داشتم به سرعت رشد کنی و بزرگ شوی، می‌توانی به من اعتماد کنی و هر طور دلت می‌خواهد باشی (خودت باشی)، ما برای رسیدن به سلامتی ، رشد، شادی و لذت با هم همکاری خواهیم کرد.

 

پیامدهای منفی سرکوب کردن کودک درون

وقتی در مقام یک بزرگسال، تمایلات، خواسته‌ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می‌کنید، در معرض خطرات زیر قرار می‌گیرید:

- هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید.

- هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه آرام باشید و استرس‌های خود را کنترل کنید.

- از اینکه به اندازه کافی «خوب نیستید» احساس گناه می‌کنید و  از بودن در کنار خانواده و کودکتان لذت نمی‌برید.

- نسبت به افرادی که از زندگی لذت می‌برند، بدبین می‌شوید.

- از صمیمی شدن با دیگران می‌ترسید، منزوی می‌شویدو می‌ترسید که در ارتباط با مردم بی‌کفایت ارزیابی شوید.


 

مراحل شفای کودک درون

مرحله 1: به منظور آشنایی با کودک درونتان ابتدا چشم‌هایتان را ببندید و آرام باشید، سعی کنید حداقل به مدت نیم ساعت خودتان را در نقش کودکی خردسال (3 تا 8 ساله) مجسم کنید و خودتان را ببینید که با اعضای خانواده در تعاملید و به واکنش‌های کودکانه خود دقت کنید.

- خودتان را با هم بازی‌هایتان مجسم کنید. توجه کنید که در کنار آنان چه احساسی دارید و چقدر لذت می‌برید.

- خودتان را در کلاس درس مجسم نمایید و دقت کنید که با معلم چگونه ارتباط برقرار می‌کنید.

 

گر احساس کردید در آن حالت، کودکی ناراحت و ناراضی هستید، سعی کنید به یادآورید، آخرین بار در کودکی چه زمانی شاد و خوشحال بودید. این آخرین خاطره شما از کودک شاد همان «کودک درون» است که در حال حاضر به منظور مقابله با استرس درونتان مخفی شده است.

مرحله 2: اکنون که با کودک درونتان آشنا شدید، سعی کنید به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

الف) کودک درونتان را چگونه وصف می‌کنید؟

ب) چه زمانی کودک درونتان تصمیم گرفت در درون شما مخفی شود؟

ج) چگونه می‌توانید  پیام‌های مثبت را به او انتقال دهید؟

د) عقاید غیرمنطقی درباره کودک درونتان، در زندگی چیست؟ و چگونه با آن مقابله می کنید؟

مرحله 3: در حال حاضر، برای برنامه‌ریزی عملی در جهت مراقبت از کودک درونتان آماده‌اید. سه فعالیت زیر می‌تواند در برنامه‌ریزی شما و مراقبت از کودک درونتان موثر باشد.

فعالیت اول: یادبگیرید چگونه از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید.
چشم‌هایتان را به روی زیبایی‌های طبیعت بگشایید و از آنها لذت ببرید، دایره لغات «حسی» خود را گسترش دهید. سعی کنید زندگی را با تمام وجود و با تمام حس‌هایتان تجربه کنید. با طبیعت ارتباط برقرار کنید.

برای مثال در ساحل رودخانه قدم بزنید، نور مهتاب را تماشا کنید و در زیر آسمان پرستاره پیاده روی کنید. خود را با کودکان و حیوانات مشغول کنید، در یک کلاس سرگرم کننده و شادی‌آور شرکت کنید و حسی از شوخ طبعی را در خودتان ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.
شادی کودکانه

فعالیت دوم: یاد بگیرید چگونه احساس کنید و چگونه احساسات خود را با دیگران تقسیم کنید. به این منظور نیز باید گام‌هایی بردارید:

 احساسات خود را همه روزه دردفترچه یادداشت بنویسید.

یک داستان فانتزی در دفترچه یادداشت خود بنویسید، داستانی که تجربه شما را حداقل در 10 احساس مثبت متفاوت، وصف می‌کند.

آرام باشید و خودتان را مجسم کنید که احساسات مثبتی را تجربه می‌کنید. تجربه حاصل را در دفترچه یادداشت خود ثبت کنید.

فعالیت سوم: یاد بگیرید چگونه کودکانه بازی کنید.

سعی کنید «خشک بودن» و جدیت را کنار بگذارید و خود انگیخته باشید و بگذارید «کودک درونتان»  خود را رها سازد.

سعی نکنید حالت‌ها و رفتارهای کودک گونه را در حین بازی در خود خفه کنید، راحت باشید.

بازی، مستلزم استفاده از تخیل است پس در بازی کردن از تخلیه و خیال کمک بگیرید.

برای خودتان چشن تولد بگیرید.

 

در مجموع، همه فعالیت‌های ارائه شده، به منظور آزاد سازی بخش‌ نبستاً مهمی از روان شماست. با آزاد شدن این بخش از روان، از انرژی و قدرت لازم برای رشد و کمال شخصی برخوردار خواهید شد.

به‌علاوه زخم‌های احساسی شما زودتر بهبود می‌یابند، انرژی بیشتری برای کار و فعالیت دارید و دردها و ناراحتی‌های جسمانی، شما را ترک خواهند کرد
 
 

هاله ی خود را پالایش کنید


راحت بنشینید ، چشم هایتان را ببندید ، تنفس خود را آرام و آسوده كنید.

از انرژی كه شما را در بر گرفته ، آگاه شوید . این،هاله ی شماست.
دایره ای از نور ،دور تا دور بدن خود تصور كنید . خط پیوسته ای از نور را كه به دورشما حلقه زده ،تصور كنید.

اكنون، شعاعی از نور سفید را به حاشیه ی هاله ی خود،بفرستید.

تصور كنید این شعاع نور،درست مانند یك جاروبرقی،هر نوع آلودگی یا نكته ی منفی را در خود فرو می بلعد. آن هنگام كه هاله ی شما،تمیز و درخشان شد،چشم های خود را باز كنید.

با هاله ی تر و تازه ی خود،احساس كنید میلیون ها دلار ثروت دارید.
به طور مرتب،هاله ی خود را پالایش كنید تا پیوسته انرژی مثبت داشته باشید  
 
 هیپتونیزم چیست و چگونه رخ می دهد!؟

با این روش می توان بر فعالیت های نا خودآگاه مغز تأثیر گذاشت . بار ها دیده ایم یا شنیده ایم که با حرکاتی خاص و منظم می توان افراد را به حالت خلسه مانند فرو برد و از آنها خواست کاری انجام دهند یا چیزهایی بگویند.به این کار هیپنوتیزم می گویند. اما هیپتونیزم چیست و چگونه رخ می دهد!؟

یک روانپزشک فرانسوی که مدیر موسسه روان پزشکی پاریس نیز هست معتقد است این حالت به اضافه حالت های بیداری ،خواب یا رویا ۴ حالت حیات هستند .اما برخی دیگر از پزشکان می گویند هیپنوتیزم واکنشی هیجانی است که بر اساس یک ضربه ، مثل شلیک ناگهانی یک تفنگ یا به دلیل انگیزه های آرامش بخش مثل نوازش یا آواز ملایم ایجاد می شود.

برخی هم این حالات را انعکاسی از شرایط بسیار ابتدایی حیات می دانند و معتقدند در رشد جنین ، بدن انسان در فضایی محدود قرار گرفته است و باید نسبتا بی حرکت بماند .به همین دلیل وقتی نوعی محدودیت شدید در زندگی رخ می دهد ، موجب بازگشت به همان بی حرکتی می شود.این موضوع می تواند درست باشد ، چون اکثر حیوانات در هنگام خطر و برای تظاهر به مرگ همان حیات جنینی را به خود می گیرند .

در ضمن به کمک این نظریه می توان علت وقوع پدیده هیپنوتیزم را به وسیله تحریکات موزون هم توضیح داد. صدا و احساس غالب در طول زندگی جنینی ، ضربان پیوسته و موزون قلب مادر است و دیده ایم که بعد از تولد هم نوزاد را با خوابانیدن در آغوش چپ مادر یا به کمک ساعتی که تیک تاک می کند یا گهواره ای که حدود هفتاد و دو حرکت در دقیقه دارد -چیزی شبیه ضربان قلب - آرام می کنند.

بهترین راه بررسی هیپتونیزم، بررسی اندک اطلاعاتی است که از فیزیولوژی این حالت به دست آمده است. بارها برایتان پیش آمده است که در فکر فرو رفته اید و صفحات متوالی یک کتاب را بدون آن که چیزی از آن بفهمید ، خوانده ایدو یا به یک گفتگو بدون شنیدن آن گوش داده اید. از نظر دانشمندان این ها حالت های شبه هیپنوتیزمی هستند که در زندگی روزمره رخ می دهند .

خواب و رویا را می توان از روی طرح های موج نگاری مغز از بیداری تشخیص داد.اما امواج مغز شخصی که به خواب مصنوعی فرو رفته -یعنی هیپنوتیزم شده - با حالت بیداری یکسان است.شخصی که به یک دستگاه موج نگار مغز وصل شده و چشمانش را بسته است ، همان طرح های امواج را دارد که وقتی بعد از چند دقیقه هیپنوتیزم می شود نشان می دهد .

ظاهرا در پتانسیل لایه خاکستری مغز ،ضربان قلب ،مقاومت پوست یا پتانسیل های الکتریکی کف دست تغییری روی نمی دهد و فقط دمای بدن اندکی به دلیل اتساع رگها افزایش می یابد.

آیا این آزمایش دلیل بر رد هیپنوتیزم است؟ نمی توان چنین ادعا کرد.چون آزمایش های ساده تری وجود دارند که این اتفاق را تأیید می کنند.
یکی از کاربرد های مهم هیپنوتیزم -حتی در دنیای امروز- از بین بردن درد است و یکی از مشخصه های درد افزایش فشار خون است.

در آزمایشی در دانشگاه استنفورد،واکنش های افراد هیپنوتیزم شده ای که به ایشان گفته شده بود دردی احساس نخواهند کرد ، با افراد بیداری که از آنها خواسته شده بود وانمود کنند دردی نمی کشند مقایسه شد.

تماشاگران که این دو گروه را تماشا می کردند ،نمی توانستند تفاوتی بین آنها قائل شوند ، اما دستگاه ها نشان می دادند که فشار خون کسانی که درد را احساس می کردند با لا رفته است ، اما در فشار خون افراد خواب شده ،تغییری پدید نیامده است .

هیپنوتیزم یک درد کُش واقعی است و امروزه در بسیاری از نقاط دنیا برای کاهش درد زایمان و درد های دندانپزشکی و حتی در برخی اعمال جراحی از آن استفاده میشود. هیپنوتیزم مغز را وا می دارد از ضربان های الکتریکی عصب درد کش چشم بپوشد.در هیپنوتیزم عمیق می توان حتی واکنش پریدن زانو در مقابل ضربه ی سخت را از بین برد و یا حتی به اختیار ضربان قلب را تند تر یا کندتر کرد و مقدار خونی را که در هر عضو جاری است افزایش داد .

حتی می توان افراد نزدیک بین را واداشت شکل کره ی چشم خود را تغییر دهند و برای مدت کوتاهی بینایی خود را اصلاح کنند و هیجان انگیز تر از همه این که می توان انقباضات شدید معده را که ناشی از گرسنگی است ،فقط با تلقین خوردن یک وعده غذای کامل به کلی از بین برد.

برخی هیپنوتیزم را نوعی «تلقین » می پندارند . به هر حال حتی اگر اینچنین باشد نکته جالب توجه این است که به این روش توانسته ایم روی سیستم عصب خودکار بدن - که ظاهرا هیچ تأثیری از فرد نمی گیرد - کنترل داشته باشیم. این فرآیند هر اسمی که داشته باشد بسیار ارزشمند است و اولین طریقه تماس مستقیم با ناخودآگاه گریزپای انسان را در اختیار می گذارد.
 
 
 
کلاستر کرویکهشکان بی قاعده    
 
یک کهکشان بی قاعده 
کلاستر کرویکهشکان بی قاعده    
 
یک کهکشان بی قاعده

برای آشنایی با تکنیک های مدیتیشن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 8:45 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اسفند 1389

عقل یعنی نهی کردن

عقل یعنی نهی کردن یا منع کردن

خواسته ها از قسمت نفس امر کننده صادر میشود فرمان اجراء را عقل صادر می کند کار عقل بررسی ارزش ها و جوانب آن است عقل در زمانی اشتباه می کند که اطلاعات اشتباه به او داده شود به عنوان مثال زمانی که یک قاضی را به او اطلاعات اشتباه می دهند حکم اشتباه صادر می کند

نفس اماره یا امر کننده خواسته ها را استتار می کند و در ظواهر زیبا و فریبنده به سوی عقل می فرستد و او را فریب می دهد در زندگی هر خواسته یا داشتن باید علتی داشته باشد و بدون علت پوچ و باطل است در مورد خواسته ها باید عواقب آن را در نظر گرفت که در این مورد نیاز به دانایی می باشد برای رسیدن به دانایی زمان و آموزش لازم است که ۳ عنصر تبدیل و تغییر و ترخیص اثر گذار می باشد دانایی موثر یعنی جلوگیری از وقایع ناگوار در طول زمان

۴ نیروی اهریمنی یا بازدارنده

۱ جهالت                   ۲ اسیر ماده شدن مثل پول و ثروت و شهرت و غیره

۳ ارتباط نامشروع مثل دوست بد          ۴ ترس

در سمت و سوی مثبت رمان بیشتری لازم است که گذاشته شود ولی در منفی ها و ضد ارزش ها زمان کمتری لازم است ۲ مطلب مهم برای تقویت نقطه تحمل تکرار منظم موضوع با برنامه ریزی و استمرار یعنی ادامه دادن در طول زمان

در اصول کائنات همه چیز به صورت تدریجی به دست می آید و به صورت سریع قابل اجراء نیست پس ترک عادت های بد باید به صورت پله پله و تدریجی صورت بگیرد و از بین برود همراه با قصد ونیت

نقطه تحمل : فاصله هر چیز تا رسیدن به خواسته و تعادل است نقطه تحمل در انسانها قابل تغییر است و یک توانایی است که می توان کسب نمود انسان نادان در سمت و سوی منفی و ضد ارزش ها قدم می گذارد و انسان دانا با دانایی موثر به سوی مثبتها و ارزش ها می رود در نحوه گفتار باید مواظب باشید و دقت کنید که دیگران را به سمت آشوب و دگرگونی نکشید طرز برخورد در خانواده و رسیدن به سلوک را بدانیم نیروهای بازدارند و تخریب کننده باید وجود داشته باشند تا انسان پی به ضعف و سستی خود ببرد و آنه را تبدیل به نقاط قوت کند نتقطه تحمل در تمام هستی متفاوت است و اگر از حد آن بالاتر برده شود تبدیل به آشوب و عدم تعادل می شود زمان باید مشخص باشد مقدار هم باید مشخص باشد هنگامی که در نیروهای بازدارنده و تخریب کننده گرفتار هستیم باید از نیروی مافوق یا الله کمک بگیریم

انسان در بیماری یا بحران دچار یخ زدگی می شود

و توانایی انجام هیچ کاری را ندارد پس باید اول خود را بشناسید یا به مرحله خود شناسی برسیم دوم استفاده کردن از تصاویر موفقیت برای آماده کردن ذهن و ضمیر نا خود آگاه استفاده کردن از موزیک بدون کلام برای ساختن سلول های تخریب شده نقطه تحمل یعنی مقاوم سازی که باید در آن حد و اندازه خود را دانست و توقع زیادی نداشته باشد ۳ عامل مهم برای نقطه تحمل عبارتند از تکرار و زمان و مکان

برای درمان باید مشاهده کرد که تخریب تا چه اندازه ای صورت گرفته است و شروع به بازسازی نمود سخن گفتن را باید به عمل کردن تبدیل کرد به عنوان مثال برای گرفتن گواهینامه رانندگی فقط حرف زدن مهم نیت بلکه باید تمام ضوابط و قوانین آن را دانست و به آن عمل نمود تا به گواهینامه برسیم

برای عبور از مسائل و بحران و بیماری هیچ گاه کوتاه ترین راه را انتخاب ننمایید چون به بن بست منتهی میشود به عنوان مثال دانه گندم را بخواهی در مدت ۱۰ روز یا ۱۵ روز به عمل آوری یا تولد یک نوزاد که بخواهید در مدت ۴ ماه به دنیا بیاید برای رسیدن به رهایی تکرار و تمرین یک عامل موفقیت است

برای گذر از مشکلات

اول تفکر سالم لازم است فرق افکار و تفکر در آن است که افکار در جهت های مختلف حرکت می کنند و انرژی انسان را میگیرند ولی تفکر در یک جهت و یک سوء حرکت می کند و به انسان انرژی میدهد

زندگی بدونه دغدغه برابر است با خودکشی

جهان بینی

تفکر نسبت به خود و خانواده و تفکر نسبت به هستی و تفکر نسبت به دنیای بیرون که داشته باشیم می باشد و باید برای عقل مشخص کنید وقتی شناخت داشته باشیم عمل و اجراء آسان تر می شود افکار مثبت باعث تقویت سیستم بدن میشود و افکار منفی آنها را تخریب می کند این را بدانیم که بدن انسان یا بهتر بگوییم شهر درونی سرشار از عجایب میباشد که بساری از آنها هنوز ناشناخته می باشد برای مثال ایپوفین در بزاق دهان که برای تسکین درد به کار می رود یا دوپامین مغز که یک ماده شیمیایی است که در غدد بدن تولید میشود که حالت سرخوشی را فراهم می کند حدود ۲۵۰ نوع ماده شیمیایی در بدن تولید می شود که تحت کنترل سیستم X یا سیستم شبه افیونی می باشند

رسیدگی کردن به شهر درونی یا جسم عامل مهمی است که در تغذیه و ورزش و تفکر سالم پیدا می شود حال می فهمیم که چرا بعضی از پیامبران روی موضوع مهمی تاکید میکردند مثل زرتشت پیامبر که درود بر او باد که به ۳ اصل پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک تاکید داشتند یا دیگران

 رابطه تغذیه سالم با رشد بیشتر فکر و جسم مهم است

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد سقادولتی در 9:41 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر